**الف) دگرگونی در مفهوم شهرهای خودفرمان پارسی – هلنی و پیدایش «شار پارتی» در دولت اشکانی

قرن سوم ق.م تا قرن سوم میلادی**
تقابل میان «شهرِ خودفرمان پارسی ـ هلنی» با دولت سلوکی، تنها یک اختلاف صوری نبود، بلکه ریشه در تضادهای عمیق نهادی و محتوایی داشت. دولت سلوکی که از یکسو در کشمکش با قدرت روبهگسترشِ روم بود و از سوی دیگر با شهرهای خودفرمان خود دچار تنش ساختاری شده بود، بهتدریج روند تجزیه و فروپاشی تاریخیاش را آغاز کرد. این فروپاشی با شورشهای پیدرپی جوامع ایلی و روستایی شدت یافت و در نهایت به نابودی دولت سلوکی انجامید.
جامعهٔ ایلی، همراه با جامعهٔ روستایی و بخشی از جامعهٔ شهری ـ که نه در جایگاه شهروند، بلکه در قامت «بیگانه» تلقی میشدند ـ توانستند دولت اشکانی را در گسترهای وسیع از ایران آن روز مستقر کنند. این دولت با رجوع آگاهانه به میراث سازمانی هخامنشی، ساختار دودمانی و عشیرتی خود را دگرگون کرد و به آن صورتی تمامعیار دولتی بخشید. اشکانیان با استفاده از تجربهٔ ناکام سلوکیان، برای نخستین و آخرین بار در تاریخ ایران موفق شدند نوعی دولتِ مرکزی مبتنی بر تفاهم دودمانهای مؤثر ایجاد کنند؛ دولتی که بهگونهای کمنظیر، هم «متمرکز» و هم «غیرمتمرکز» بود.
هماهنگی و همنوایی سه جامعهٔ ایلی، روستایی و شهری زیر حاکمیت این دولت موجب شد دولت نیرومند اشکانی نزدیک به شش قرن پایدار بماند؛ بازرگانی را رونق دهد، روابط کالایی و پولی را گسترش بخشد و به تسریع شهرنشینی و شهرگرایی کمک کند.
۱) دولت اشکانی تنها دولتی بود که در آن پادشاهان نه براساس وراثت، بلکه براساس تفاهم سران دودمانها انتخاب میشدند؛ سرانی که خود ستونهای اصلی دولت بودند.
اشکانیان با ادغام شهر-دولتهای پارسی–هلنی با نقاط مسکونی پیرامونی، حذف نابرابریهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی–سیاسی میان این دو نوع سکونتگاه، و نیز با لغو خودفرمانی شهر–دولتها، عملاً پروژهای برای زدودن مفاهیم یونانی از جامعهٔ ایرانی آغاز کردند. بازگشت آگاهانه به مفاهیم سرزمینی ایرانی، بهویژه الگوی پارسی در زمینههای زیست، تولید و ادارهٔ سرزمین ـ و البته بهروزرسانی این مفاهیم ـ سبب شد تا دولت اشکانی الگویی متفاوت از سازمان فضایی و اجتماعی را پدید آورد.
شهر پارتی در این دوره، کانون اصلی حیات سیاسی بود. در شهر بود که مشورت دودمانها صورت میگرفت، افکار عمومی شکل میگرفت و تصمیمات بزرگ ـ حتی دربارهٔ سرنوشت شاه بهعنوان نماد دولت ـ اتخاذ میشد.
حضور نمایندگان جوامع ایلی و روستایی در شهر، سبب درهمتنیدگی بیش از پیش سه جامعهٔ ایلی، روستایی و شهری شد. شهر علاوه بر نقش صنعتی و تجاری، در تولید کشاورزی نیز فعال بود و روستا نیز نه بهعنوان رقیب شهر، بلکه بهمثابه مکمل آن عمل میکرد.
بر این اساس، «شار پارتی» بسیار نزدیک به مفهوم «شار پارسی» بود؛ مفهومی که نه فقط یک شهر، بلکه یک سرزمینِ بههمپیوسته و زنده را شامل میشد و معنا و کارکرد خود را در پیوند با شبکهٔ سکونتگاههای پیرامونیاش بازمییافت.
طبقات اجتماعی در شار پارتی
ترکیب طبقات اجتماعی در شار پارتی نشاندهندهٔ تحول تاریخی جامعه از عصر هخامنشی تا دورهٔ اشکانی است:
۱. اشرافیت دودمانی
این طبقه هم خاندان پادشاهی و هم اشراف دودمانهای اصلی جامعهٔ پارتی را دربرمیگرفت. حضور خاندان شاهی در کنار دودمانها، نشاندهندهٔ سلطنت غیروارثی و مبتنی بر توافق بود. این گروه در حقیقت خود دولت اشکانی بود که در رأس هرم قدرت قرار داشت.
۲. دیوانسالاران و نظامیان
پیدایش این طبقه بیانگر گستردگی روابط اداری و نقش مهم نظامیان در دفاع و برخورد با قدرتهای همسایه، بهویژه روم است. شکوفایی اقتصادی، رونق صنعت و بازرگانی، و نظام متمرکز ـ اما در عین حال غیرمتمرکز ـ اشکانی، پایههای شکلگیری این طبقه را تقویت کرد.
حضور قدرتمند این گروه نشاندهندهٔ نقشی تعیینکننده در ساختار سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه بود.
۳. مغان و روحانیون
هرچند نسبت به دورهٔ هخامنشی از قدرت این طبقه کاسته شد، اما حضور آن در دولت اشکانی نشاندهندهٔ نفوذ پایدار مذهب در جامعه بود. این گروه چهرهٔ آسمانی و قدسی دولت را نمایندگی میکرد.
۴. اشرافیت دهقانی
همان نقشی را داشت که در دولت هخامنشی ایفا میکرد: سهم در دولت، مشارکت در بازرگانی و صنعت، و حضور در سازمان نظامی.
بسیاری از زمینداران شهر–دولتهای پارسی–هلنی نیز در این طبقه جذب شدند و به این وسیله امنیت اجتماعی و جایگاه تازهای یافتند.
۵. بازرگانان و پیشهوران
رونق بازرگانی بینالمللی و انباشت سرمایه سبب شکلگیری مشخص این طبقه شد.
اما برخلاف شهر–دولتهای هلنی، این طبقه از طبقات بالادست جدا و منفک نبود؛ بلکه با اشرافیت دودمانی، دهقانی، دیوانیان و نظامیان درهمآمیخته بود و تقسیم اجتماعی کار به معنای دقیق آن شکل نگرفت.
شواهد باستانشناختی و اسناد محدود باقیمانده از این دوران (بهویژه یافتههای تختجمشید و نساء)، نشان میدهد که فاصلهٔ اجتماعی–فرهنگی میان طبقات و شکاف میان دولت و مردم بهطور محسوس کاهش یافته بود.
دگرگونی کالبدی شهر
اشکانیان با تخریب ساختار شهرهای پارسی–هلنی و ادغام آنها با سکونتگاههای اطراف، نظمی انداموار و طبیعی را جایگزین نظم هندسی و برنامهریزیشدهٔ یونانی کردند.
برای نخستین بار «شهر دایرهای» شکل گرفت. دو نمونهٔ مهم آن عبارتاند از:
- نساء در ورارود
- فیروزآباد در فارس
در شهر پارتی:
۱. دژ حکومتی
مرکز اصلی دولت و نماد وحدت دودمانها و سه جامعهٔ ایلی–روستایی–شهری بود. کاخها، معابد، دیوانها، خزائن، انبارها و تأسیسات نظامی در این بخش قرار داشتند.
۲. شار میانی
شامل محلات، بازار، میدان مرکزی و خانههایی با معماری ویژه: دو اتاق جانبی، یک اتاق مرکزی کوچکتر، ایوان سرپوشیده و حصار پیرامونی.
۳. شار بیرونی
گسترهای وسیع شامل محلات، بازارها، باغها و مزارع؛ معمولاً با حصارهای طبیعی چون کوه، جنگل و رودخانه احاطه میشد.
شار بیرونی محل استقرار سه جامعهٔ ایلی، روستایی و شهری بود.
به دلیل استفاده از مصالح بومی و فرسایش زیاد، آثار شار بیرونی کمتر باقی مانده و آنچه امروز در نساء و فیروزآباد آشکار است عمدتاً مربوط به دژ و شار میانی است.
سوالات مفهومی همراه با پاسخ
۱. علت اصلی فروپاشی دولت سلوکی چه بود؟
پاسخ: تقابل نهادی میان شهرهای خودفرمان پارسی–هلنی و دولت سلوکی، همراه با فشارهای خارجی (از سوی روم) و شورشهای جامعهٔ ایلی و روستایی.
۲. چه عواملی موجب شکلگیری دولت اشکانی در ایران شد؟
پاسخ: اتحاد جامعهٔ ایلی، روستایی و بخشی از جامعهٔ شهری، و استفاده از نارضایتی گسترده از دولت سلوکی.
۳. تفاوت اصلی شیوهٔ سلطنت در دولت اشکانی با سایر دولتهای ایرانی چه بود؟
پاسخ: پادشاهان بر اساس تفاهم سران دودمانها انتخاب میشدند و سلطنت وراثتی نبود.
۴. مفهوم «شار پارتی» چه تفاوتی با شهر پارسی–هلنی داشت؟
پاسخ: در شار پارتی، شهر با سکونتگاههای پیرامونی ادغام میشد، ساختاری انداموار داشت، نقش کشاورزی در شهر باقی بود و سه جامعهٔ ایلی–روستایی–شهری درهمتنیده بودند.
۵. علت شکلگیری طبقهٔ دیوانسالاران و نظامیان در دولت اشکانی چیست؟
پاسخ: گسترش روابط اداری، نیاز به سازمان نظامی قدرتمند در برابر روم، و رونق اقتصادی و ارتباطی در سرزمین اشکانی.
۶. نقش مغان و روحانیون در دولت اشکانی چه بود؟
پاسخ: نمایندگی چهرهٔ قدسی دولت، مشارکت در ادارهٔ سیاسی، و حضور مؤثر در فرهنگ و جامعه، هرچند ضعیفتر از دورهٔ هخامنشی.
۷. ویژگی اصلی سازمان کالبدی شهرهای اشکانی چه بود؟
پاسخ: ایجاد شهر دایرهای، ادغام شهر قدیمی با محیط اطراف و شکلگیری نظم اندامواره بهجای نظم هندسی یونانی.
۸. چرا طبقهٔ بازرگانان و پیشهوران در شهر اشکانی از سایر طبقات جدا نبود؟
پاسخ: بهدلیل ساختار اجتماعی درهمتنیده و نبود تقسیم کار اجتماعی سختگیرانه؛ این طبقه با اشراف و دیوانیان درآمیخته بود.
سوالات تحلیلی همراه با پاسخ
۹. چرا دولت اشکانی را میتوان ترکیبی از «تمرکز» و «غیرتمرکز» دانست؟
پاسخ: بهدلیل وجود یک قدرت مرکزی مبتنی بر تفاهم دودمانها (تمرکز) و در عین حال تقسیم قدرت میان دودمانها و ساختارهای محلی (غیرمرکز).
۱۰. چگونه ادغام شهرهای پارسی–هلنی با نقاط پیرامونی موجب تغییر مفهوم شهر شد؟
پاسخ: این ادغام سبب حذف مرزهای سخت میان شهر و روستا، گسترش روابط اقتصادی یکپارچه و شکلگیری شبکهٔ پیوستهٔ سکونتی شد که «شار پارتی» را پدید آورد.
۱۱. چه رابطهای میان ساختار فضاهای شهری اشکانی و ساختار اجتماعی آنان وجود دارد؟
پاسخ: کالبد دایرهای شهر و وجود سه بخش (دژ، شار میانی، شار بیرونی) بازتابی از ساختار سهگانهٔ جامعهٔ ایلی–شهری–روستایی بود که در کنار یکدیگر زندگی میکردند.
۱۲. چرا فاصلهٔ اجتماعی–اقتصادی در دورهٔ اشکانی کاهش یافته بود؟
پاسخ: درهمتنیدگی طبقات، شرکت عمومیتر مردم در فرایند تولید، نبود فاصلهٔ سختافزاری میان شهر و روستا، و مشارکت طبقات مختلف در دولت از عوامل کاهش فاصله بود.
سوالات تطبیقی همراه با پاسخ
۱۳. تفاوت اصلی شهرسازی اشکانی با شهرسازی یونانی–هلنیستی چیست؟
پاسخ: شهر یونانی هندسی، شطرنجی و مبتنی بر نظم برنامهریزیشده بود؛ درحالیکه شهر اشکانی دایرهای، انداموار و سازگار با محیط طبیعی بود.
۱۴. ساختار سیاسی دولت اشکانی چه شباهتی با دولت هخامنشی داشت؟
پاسخ: هر دو دولت از ساختار دودمانی و حضور اشرافیت محلی بهره میبردند، اما اشکانیان برخلاف هخامنشیان سلطنت را موروثی نمیکردند.
۱۵. چرا بازرگانان در ساختار اجتماعی اشکانی نقش پررنگتری نسبت به دورههای قبل داشتند؟
پاسخ: بهعلت رونق بازرگانی بینالمللی، موقعیت راهبردی ایران روی جادهٔ ابریشم، و افزایش مبادلات کالا و پول.
تاریخ توسعه دولت اشکانی و شهرسازی آن
بخشها و علامتها:
-
دگرگونی در مفهوم شهرهای خودفرمان (🚩)
- پارسی-هلنی (⭐): تغییر مفاهیم، ادغام شهرهای قدیمی با اطرافشان
- مفهوم شهر دایرهای (🔶): شکلگیری اولین شهرهای دایرهای در تاریخ (نساء و فیروزآباد)
-
سازمان فضایی شهر (💡)
- دژ حکومتی (🛡️): مرکز قدرت، کاخها، معابد، خزانهها
- شار میانی (🏘️): محلات، بازار، میدان، معماری خاص
- شار بیرونی (🌳): محلات، باغها، مزارع (حصار طبیعی خانههای روستایی و شهری)
-
طبقات اجتماعی (🔑)
- اشرافیت دودمانی (⭐): خاندانهای شاهی، دودمانها، سلطنت بر اساس تفاهم
- دیوانسالاران و نظامیان (⚔️): سازمان نظامی، دفاع، روابط اداری
- مغان و روحانیون (🕊️): نقش مذهبی، حضور در قدرت
- دهقانیان (🌾): زمینداران، مشارکت در اقتصاد و امنیت
- بازرگانان و پیشهوران (💰): رونق تجارت، بدون تقسیم سخت و منظم کار
-
تغییرات ساختاری و فرهنگی (🌐)
- جمع شدن ساختار شهرهای پارسی-هلنی (🔄)
- شکلگیری نظم انداموار و طبیعی (🌿)
- کاهش فاصله طبقاتی (📉)