۰۱ / ۰۲ / ۱۴۰۰۰۱ / ۰۲ / ۱۴۰۰

عنوان کتاب [طراحی شهری]

📝به قلم الکس کریگر و ویلیام ساندرز
[اساتید گروه شهرسازی دانشگاه هاروارد]

ترجمه و افزوده ها:
_دکتر سینا رزاقی اصل
[استادیار گروه شهرسازی دانشگاه شهید رجائی تهران]
_دکتر کسری کتاب اللهی
[دانشجوی مقطع دکتری شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز]

 

پیشگفتار:
_دکتر مرتضی میرغلامی
[دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز]

چاپ زمستان ۱۳۹۹
انتشارات دانشیاران ایران

شناسنامه کتاب در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران

 

طراحـی شـهری
طراحـی شـهری

متن قسمتی از کتاب:

طراحـی شـهری

 

تدوین: دکتر اَلکس کریگر

دکتر ویلیام ساندرز

اَساتید گروه طراحی شهری دانشگاه هاروارد

ترجمه:

دکتر سینا رزاقی­اصل

استادیار گروه شهرسازی دانشگاه تربیت دبیر شهید رجائی

دکتر کسـری کتاب­اللهی

دانشجوی مقطع دکتری شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

 

 

با پیشگفتار دکتر مرتضی میرغلامی

دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

 

 

فهرست مطالب

پیشگفتار، مرتضی میرغلامی.. الف

دیباچة مترجم­ها: ج

مقدمه: چارچوبِ شهریِ ذهن، اَلکس کریگر. ۸

بخش اول: سرآغاز درک طراحی شهری.. ۱۹

خلاصة اولین همایش طراحی شهری.. ۲۰

ظهور طراحی شهری در زمان انحلال کنگرة بین‌المللی معماری مدرن (سیام)، اِریک مامفورد ۳۵

گریزانی طراحی شهری: مشکل همیشگی تعریف و نقش، ریچارد مارشال. ۵۶

بخش دوم: نظراتی بر نیم قرن عملِ طراحی شهری.. ۷۶

پنجاه سالگی طراحی شهری؛ یک نقطه نظر شخصی، دنیس اِسکات براون. ۷۷

تفکیک و اختلاف نظر به عنوان تهدید‌های شهری: شهر پس از سال ۱۹۵۶، فومیهیکو ماکی.. ۱۰۴

مسیر گذشته و حال ما: نظریه و عمل طراحی شهرها از سال ۱۹۵۶ به بعد، جاناتان بارنت… ۱۱۷

بخش سوم: قلمروهای عملِ طراحی شهری.. ۱۲۶

طراحی شهری کجا و چگونه اتفاق می­اُفتد؟، الکس کریگر. ۱۲۷

تعریف پروژة شهری: ده رویکرد معاصر، یوان باسکتس… ۱۴۶

فراتر از مراکز، بافت‌ها و فرهنگ‌های انبوه: طراحی شهری به عنوان تشکل مادرشهری، ریچارد سومر. ۱۵۰

بخش چهارم: مباحثی در ارتباط با اَحکام و هدف.. ۱۶۷

پایانِ راه طراحی شهری، مایکل سورکین.. ۱۶۸

فرزند‌پروری نادرست، اِمیلی تَلِن.. ۱۹۷

حقایق موجود: شهرسازی از مَیدرود تا دیچ، مایکل پرووست و وُتر وَنشتیفوت.. ۲۰۰

بخش پنجم: توسعة نقش­ها و انضباط مرزها ۲۱۲

مسیر سوم برای طراحی شهری، کنت گرینبرگ.. ۲۱۳

طراحی شهری بعد از باتری پارک سیتی: فرصت‌هایی برای ایجاد تنوع و سرزندگی، تیموتی لاو. ۲۲۰

۵۶ سال دیگر، چارلز والدهایم. ۲۴۰

دموکراسی فرمان می‌گیرد: برنامه‌‌ریزی جامعه‌ای جدید و چالش‌های طراحی شهری، جان کالیسکی.. ۲۴۹

بخش ششم: چالش­هایی برای اَشخاص سرشناس قرن پیش­رویِ ما (قرن بیست و یکم) ۲۶۵

طراحیِ پسا مادرشهر، اِدراورد. دبلیو. سوجا ۲۶۶

جهان‌های شهری‌ پیش‌بینی نشده: پدیده‌های پس از ۱۹۵۶، پیتر جی. رو. ۲۸۱

نمایه. ۳۴۲

واژه­نامه. ۳۸۷

دربارة مترجمان. ۴۱۵

 

فهرست تصویرها

تصویر ۱: Art2Architecture، EDAW، معماران تادائو آندو و او آروپ، باغ‌های پیکادلی، منچستر، انگلستان. سال ۲۰۰۱٫ حق تألیف EDAW، عکس از دیکسی کاریلو. ۹

تصویر ۲: کارتون ریپی که اصالتاً در تاریخ ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این تصویر با مجوز بیل گریفیت مجدداً چاپ شده است… ۱۷

تصویر ۳: هیدئو ساساکی، دهة ۱۹۷۰٫ برگزیدة شرکت ساساکی، واترتون، ماساچوست… ۲۰

تصویر ۴: ریچارد نویترا، ۱۹۵۱، عکس از اِد کلارک، برگزیده تصاویر تایم لایف، تصاویر گتی.. ۲۱

تصویر ۵:ژاکلین تایرویت، دهه ۱۹۵۰٫ از اکیستیکس (سپتامبر، اکتبر، نوامبر و دسامبر سال ۱۹۸۵) ۲۱

تصویر ۶: خوزه لویی سرت، ۱۹۵۸٫ حق تألیف انتشارات کتاب سال هاروارد، برگرفته از بایگانی دانشگاه هاروارد ۲۳

تصویر ۷: ادوارد سکلر، دهه ۱۹۶۰٫ حق تألیف انتشارات کتاب سال هاروارد، برگرفته از بایگانی دانشگاه هاروارد ۲۴

تصویر ۸: ویکتور گروئن، ۱۹۵۷٫ عکس از نینا لین. برگرفته از تصاویر تایم لایف، تصاویر گتی.. ۲۵

تصویر ۹: گئورگی کپس، ۱۹۵۱٫ برگرفته از کتابخانة عمومی بوستون. مرکز چاپ… ۲۶

تصویر ۱۰: گرت اکبو، ۱۹۶۰٫ برگرفته از دانشگاه کالیفرنیا، بایگانی طراحی زیستمحیطی، برکلی.. ۲۷

تصویر ۱۱: لوئیس مامفورد، دسامبر سال ۱۹۵۷٫ عکس از بتمن، کوربیس…. ۲۸

تصویر ۱۲: جین جیکوبز، ۱۹۶۳٫ عکس از باب گومل. برگرفته از تصاویر تایم لایف، تصاویر گتی.. ۳۱

تصویر ۱۳: جرزی سلطان، ۱۹۶۰٫ برگرفته از اثر نزاع بر سر مدرنیسم، نوشتة آنتونی آلوفسین. عکس از پیتر پاپش…. ۳۲

تصویر ۱۴: اِد بیکن، دهة ۱۹۵۰٫ از اثر طراحی شهر، نوشتة اِد بیکن. عکس از جیمر دراک… ۳۴

تصویر ۱۵: پل لستر وینر، پل شولتز و خوزه لویی سرت، مدل مرکز جمعی، موتور سیتی در برزیل، ۱۹۴۵٫ برگرفته از یک دهه معماری معاصر، اثر اس. گیدئون. ۴۰

تصویر ۱۶: طراحی مرسوم سالوادور دالی با جین هالسمن (سمت راست) روی سقف مرکز راکفلر واقع در نیویورک سیتی، ۱۹۵۲٫ عکس از فیلیپ هالسمن، ماگنوم. ۴۲

تصویر ۱۷: میدان کانستیتوشن، هارتفورد، کانکتیکات، ۱۹۶۰٫ از مراکزی برای محیطزیست شهری اثر ویکتور گروئن. عکس از پیتر موهیلا.. ۴۸

تصویر ۱۸: برگرفته از آیا شهرهای ما می‌توانند زنده بمانند؟، اثر خوزه لویی سرت… ۵۷

تصویر ۱۹: آی. اِم. پای، توسعه مسکن شهر و برج مسکونی، سوسایتی هیل، فیلادلفیا، پنسیلوانیا، ۱۹۶۴٫ عکس از جورج لیونز، برگرفته از تصاویر تایم لایف…. ۶۸

تصویر ۲۰: اِسکیدمور، اوئینگز و مریل،پروژه‌های مسکن لیک میدوز و سواحل پریاری، شیکاگو، ایلی­نویز، مارس سال ۱۹۶۶٫ عکس از بتمن، کوربیس…. ۶۹

تصویر ۲۱: برنامة اصلی، کمیسیون برنامه‌ریزی شهر استکهلم. استکهلم، سوئد، ۱۹۵۷٫ برگرفته از رکورد معماری (آوریل، ۱۹۵۷) ۷۱

تصویر ۲۲: میس ون دروهه با لادویگ هیلبرزایمر، لافایت پارک، دیترویت، میشیگان، ۱۹۵۹٫ عکس از هدریچ-بلسینگ. برگرفته از موزة تاریخ شیکاگو (HB-22688-I) 72

تصویر ۲۳: اوتو اگرز و دنیل هیگینز، با اِروین کلاوان، مرکز گیتوی، پیتسبورگ، پنسیلوانیا، دهة ۱۹۹۰٫ عکس از ریچار بیکل، کوربیس…. ۷۸

تصویر ۲۴: در بخش بالای شهر، در حدود خیابان ۱۰۳، محله‌های فقیر نشین با سرعتی زیاد به منظور ساخت مسیر برای پروژه‌های مسکن کم هزینه مانند موارد مشاهده شده در این تصویر، در حال تخریب بودند. منهتن، نیویورک، ۱۹۵۹٫ عکس و نقل قول از هنری کارتیر، برسون، ماگنوم. ۸۰

تصویر ۲۵: لویت و پسران، سبک مدل مسکن لویتون، فلایر، لویتون، نیویورک، ۱۹۵۷٫ برگرفته از موزة ایالتی پنسیلوانیا، کمیسیون موزه و تاریخ پنسیلنوانیا ۹۱

تصویر ۲۶: ساختمان موری، روپونگی هیلز، توکیو، ژاپن، ۲۰۰۳٫ حق تألیف ساختمان موری. برگرفته از ماکی و شرکا ۱۱۳

تصویر ۲۷: ماکی و شرکا، برنامة مجتمع هیلساید تراس، شیبویا، توکیو، ژاپن، ۱۹۹۲٫ برگرفته از ماکی و شرکا ۱۱۵

تصویر ۲۸: حوزه امبارکادرو، سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، ۱۹۷۸٫ آزادراه آمبارکادرو در سال ۱۹۹۱ تخریب شد. عکس از بوریس دراموف، برگرفته از گروه طراحی رم. ۱۱۸

تصویر ۲۹: گروه طراحی رم، امبارکادرو پرومناد، سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، ۲۰۰۰٫ میدان در مقابل امباکادرو مشکلی را حل کرده است که زمانی به واسطه آزاد راه مرتفع ایجاد شده بود و در همایش طراحی شهری هاروارد ر سال ۱۹۵۶ نیز مورد بحث بود. عکس از کیم استیل.. ۱۱۹

تصویر ۳۰: پودونگ، شانگهای، چین. برخورد اعصار: آسمانخراش‌های متعدد و دوچرخه‌هایی که در حال ناپدید شدن هستند. شانگهای ویژگی بیشتر شهرهای امروزی چین است. برگرفته از اَلکس کریگر. ۱۳۳

تصویر ۳۱: سازندة اجتماعی، اِحیای روستاهای پارک دووال، برنامة مسکن دولتی امید ۶٫ لویسویل، کنتاکی. ۱۹۹۹٫ برگرفته از شرکت طراحی شهری، پیتسبورگ… ۱۳۵

تصویر ۳۲: پارک دووال پیش از احیا، لوئیسویل، کنتاکی، ۱۹۹۴٫ برگرفته از شرکت طراحی شهری، پیتسبورگ… ۱۳۵

تصویر ۳۳: نسل‌های پی‌درپی مسکن، شانگهای، چین. برگرفته از اَلکس کریگر. ۱۳۷

تصویر ۳۴: فرانک گهری، پارک هزاره. پل پیاده­روی، شیکاگو، ایلی­نویز. زیرساختی برای شادی جنب و جوش، نه به عنوان بهینه­سازی حرکت. برگرفته از الکس کریگر. ۱۳۹

تصویر ۳۵: دیلر و اسکوفیدیو، ساختمان بلور، یوردون، سوئیس، ۲۰۰۰٫ برگرفته از دیلر، اسکوفیدیو و رنفرو. ۱۴۹

تصویر ۳۶: شراکت جرد، گیتوی (ریو گرند از نمای شمالی) سالت لیک­سیتی، یوتا، ۲۰۰۱٫ عکس از مایکل مک ری، برگرفته از شراکت جر. ۱۹۲

تصویر ۳۷: استودیوی سازمان ملل. نیور اورلانز، مدیاتک (تفسیر)، نیو اورلانز، لوئیزیانا، ۲۰۰۵٫ برگرفته از استودیوی سازمان ملل.. ۲۰۱

تصویر ۳۸: اندیشکدة شهری، دبیرستان عمودی، کاراکاس، ونزوئلا، ۲۰۰۴٫ برگرفته از اندیشکدة شهری.. ۲۰۶

تصویر ۳۹: شراکت گری، اِل. اِل. پی، میس بروکلین، برنامه‌ها و مدل‌های معماری آتلانتیک یارد، ۲۰۰۶٫ برگرفته از FOGA.. 221

تصویر ۴۰: شرکت کوپر اکشتات، معمار، برنامه اصلی برای باتری­پارک سیتی، نیویورک­سیتی، ۱۹۷۹٫ ۲۲۴

تصویر ۴۱: مورفوسیس، دهکدة المپیک، ثبت رقابت طراحی (تفسیر)، ۲۰۰۳٫ برگرفته از مورفوسیس…. ۲۲۸

تصویر ۴۲: عکس هوایی از مرکز شهر لس­آنجلس، کالیفرنیا، ۲۰۰۲٫ عکس از تام پوس. www.tomposs.com… 269

تصویر ۴۳: ازبین بردن شهرنشینی: (چپ) دیترویت، میشیگان، آگوست سال ۱۹۹۳٫ (راست) همان خانه، اکتبر سال ۲۰۰۲٫ عکس از کامیلو ورگارا ۲۸۲

تصویر ۴۴: طاق و میدان گرند، پاریس، ۱۹۹۵٫ شهر جهانی، گرهی در یک شبکه از ارتباطات و ظرفیت تولیدی که فراتر از مرزهای ملی قدم می‌گذارد… عکس از اون فرانکن، کوربیس…. ۲۸۵

تصویر ۴۵: فرّاش خیابان در حال پیاده­روی از کنار یک تابلوی تبلیغاتی است که ترسیم نمای هوایی پودونگ را درداسک، شانگهای، چین نشان می‌دهد. تاریخ: ۴ ژوئیه سال ۲۰۰۶٫ حرارت شهرنشینی ار کجاست… عکس از کیلای شن، اپا، کوربیس…. ۲۸۷

تصویر ۴۶: الی بورد، رئیس و همکار در کمیته گرند اونیو در حال نگاه کردن به مدلی است که بعد از رونمایی از طراحی مرحله ۱ به ارزش ۸/۱ میلیارد دلار برای احیای مجدد گرند اونیو به عرصه آمد. ۲۴ آوریل سال ۲۰۰۶، لسآنجلس، کالیفرنیا. عکس از نیک اوت، آسوشیتدپرس…. ۳۰۲

تصویر ۴۷: حوزه زیر دفاتر مرکزی شانگهای بانگ و فوسترز هنگ‌کنگ به عنوان نقاطی برای بازدیدهای عمومی صدها کمک­رسان داخلی فیلیپینی عمل می‌نمایند. سال ۲۰۰۰٫ عکس از استفان اروین.. ۳۰۶

تصویر ۴۸: شرکت میشل ون واکنبروگ، آلگنی ریور فرانت پارک، پیتسبورگ، پنسیلوانیا. ۱۹۹۸٫ برگرفته از شرکت مایکل ون واکنبروگ… ۳۱۲

تصویر ۴۹: فرانک او. گهری، عمارت پریتزکر در زمینة میلنیوم پارک و آنیش کوپر، کلود گیت که در آی پاد بازتاب داده شده است. شیکاگو، ایلی­نویز، برگرفته از iLounge.com، همه چیز در آی پاد ۳۱۹

تصویر ۵۰: لوری اولین، بریانت پارک، نیویورک­سیتی، ۱۹۹۲٫ عکس از consultwebs.com… 320

 

 

پیشـگفتار:

اکنون با گذشت بیش از ۶ دهه از اولین کنفرانس طراحی شهری سال ۱۹۵۶ و تأسیس رشت­ ای با همین عنوان، طراحی شهری به عنوان یک حوزه، حرفه یا شیوة تفکر هم در زمینة نظری و هم تجارب عملی رفته رفته جایگاه خود را در میان سایر حوزه­ها نظیر برنامه­ریزی شهری، معماری منظر و  …پیدا کرده است. هر چند که به اقرار متیو کارمونا در یکی از سمینارهایش هنوز در خود انگلستان، بودجه­های بکار رفته برای پروژه­های مرتبط با این رشته در مقایسه با سایر رشته­های فنی مهندسی­تر «کمیت­گرا» مرتبط با شهر نظیر مهندسی ترافیک، سیویل، برنامه­ریزی و … ناچیز محسوب شده و در ایران نیز با گذشت تنها چند دهه از تأسیس آن، همچنان در بین مدیران شهری به عنوان یک رشتة لوکس قلمداد می­شود. همة این مسائل حاکی از آن است که اگر چه رشته­هایی نظیر اقتصاد سیاسی، جغرافیا، مطالعات فرهنگی، روانشناسی محیطی، فلسفه و … کمک شایانی به درک و فهم و تحلیل مسائل شهری به این رشته کرده­اند اما نیاز است تا طراحان شهری بیش از پیش به تدوین و ارائة مبانی نظری، مدل­ها و روش­های مرتبط با حوزة خود پرداخته و منابع و کتب بیشتری را برای فهم شرایط، ظرفیت­ها و چالش­های کنونی رشتة طراحی شهری در قبال مسائلی چون جهانی شدن، خصوصی شدن فضا، توسعة پایدار، گسترش افقی شهرها، بافت­های فرسوده، بافت­های تاریخی، مجازی­شدن و اینترنت اشیاء و هوشمند شدن شهرها «علی الخصوص در بحران کنونی که با بیماری کرونا عجین شده است» و کاربرد حرفه­مندان، دانشجویان و اساتید در این رشته تولید نمایند.

در ایران اگر چه صاحب نظرانی چون دکتر حسین بحرینی، دکتر جهانشاه پاکزاد، دکتر مصطفی بهزادفر، دکتر کوروش گلکار، مهندس محمود توسلی و بزرگانی دیگر تلاش­های شایان توجهی در باز کردن ابعاد مختلف این رشته از طریق تألیف و ترجمه انجام داده­اند اما کمبود این منابع از یکسو و ترجمه­های نارسا و توجه ناکافی به مسائل بومی و محلی از سوی دیگر باعث شده هنوز در این زمینه جای کار بسیار باشد و لازم است تا ضمن تدوین و تألیف کتب با توجه به شرایط و زمینه­های بومی و فرهنگی کشور، منابع اصلی، کلاسیک و معاصر که الکساندر کاتبرت در کتابش “طراحی شهری و اقتصاد سیاسی فضا، بررسی و نقد ۵۰ سال اخیر” به چهل نمونة آنها اشاره نموده و بسیاری از همین کتاب­های کلاسیک، هنوز در ایران ناشناخته مانده­اند، با دقت ترجمه و در اختیار علاقه مندان قرار گیرند.

کتاب پیش رو که به همت جناب آقایان دکتر سینا رزاقی اصل و دکتر کسری کتاب اللهی ترجمه شده، یکی از نمونه تلاش­های شایان تقدیری است که می­تواند به پر شدن این خلأ کمک نموده و متخصصین و علاقه­مندان این رشته را با تحولاتی که از زمان کنفرانس سال ۱۹۵۶ در دانشکدة طراحی دانشگاه هاروارد و پس از آن در حوزة طراحی شهری در اُروپا و آمریکا و سایر کشورهای آسیایی اتفاق افتاده آشنا نماید. خوانندگان ایرانی اگرچه با نام­هایی چون جیکوبز، مامفورد و ویکتور گروئن که در تهیة اولین طرح جامع تهران با عبدالعزیز فرمانفرماییان همکاری داشته آشنا باشند اما ممکن است کسانی چون خوزه لوئی سرت را بیشتر به عنوان یک معمار مدرن موزه ساز بشناسند، تا کسی که شاید بیشترین سهم را در تعریف و تحدید حوزة طراحی شهری در میان
رشته­هایی چون معماری، معماری منظر و برنامه­ریزی در کنفرانس مذکور بر عهده داشت. لذا مطالعة این کتاب می­تواند به فهم بهتر و دقیق­تری از دیدگاه­های افراد مذکور و نقش طراحی شهری در شهرهای معاصر و درک مفاهیمی چون مرکز مدنی، طراحی شهری روزمره و پسامادرشهر و چالش­های آتی این رشته منجر شود.

کتاب”چیستی و مرز طراحی شهری” از مترجم اول این نوشتار، از دیگر منابعی است که می­تواند به تبیین و فهم چیستی و مرزبندی­های این رشته با سایر رشته­ها نظیر معماری و شهرسازی منظر یاری رسانده و مطالعه آن به علاقه­مندان توصیه می­شود.

در پایان جا دارد از تلاش­های ارزندة مترجمین محترم که فرآیند پرمشقت ترجمة این منبع را به جان خریده و آن را در اختیار علاقه­مندان قرار داده­اند قدردانی نمایم و اُمیدوارم شاهد تألیفات و ترجمه­های بیشتری بویژه در خصوص مسائل و چالش­های رشتة طراحی شهری در ایران و در قبال مسائل بومی و فرهنگی این سرزمین اسلامی باشیم.__

 

 

                                                                       دکتر مرتضی میرغلامی

                                                    دانشیار گروه شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز

  پائیز ۱۳۹۹

 

 

 

 

دیباچة مترجم­ها:

بیش از ۶ دهة پیش رشته طراحی شهری به عنوان حرفه – دانشی مستقل، در خلال کنفرانس معماری مدرن در دانشگاه هاروارد به جهان معرفی شد. توسعه این رشته به حدی بوده است که امروزه با جستجوی واژه «طراحی شهری» در گوگل در حدود یک میلیارد و دویست میلیون عنوان مختلف ظاهر می گردد. در این میان یکی از موضوعاتی که در میان انتشارات فارسی و لاتین مرتبط با طراحی شهری کمتر به چشم می خورد، چیستی و چرایی پیدایش طراحی شهری به عنوان حوزه­ای تخصصی و مستقل است. چنین به نظر می­رسد که سِرت برای اولین بار از این عبارت در سخنرانی عمومی خود در سال ۱۹۵۳ با عنوان «طراحی شهری» استفاده کرده ­است که کمی بعد از اینکه وی به سِمَت ریاست هاروارد انتخاب شد، ارائه گشته ­است. در حالیکه روند تحول و تکامل طراحی شهری در سالهای آغازین آن به صورتی تفضیلی هیچگاه مورد بررسی قرار نگرفته است.

کتاب پیش رو بگونه­ای تدوین گشته است که ضمن بیان تحلیلی از شرایط آغازین رشد و توسعه مفهوم طراحی شهری در ده­های ۶۰ و ۷۰ میلادی، نکاتی ارزشمند پیرامون وضعیت کنونی طراحی شهری و مباحث مورد نیاز جهت مواجهه با چالش­های آینده این حوزه به مخاطبان ارائه می­دهد. مطالب کتاب در بخش­های نخستین عمدتاً مشتمل بر مطالب مطرح در جلسات سالیانه دهه­های ۷۰ و ۸۰ میلادی کنگره معماری مدرن (سیام) در آمریکا است. آلکس کریگر و ویلیام ساندرز به عنوان محققان و اساتید دانشگاه هاروارد، مهد تأسیس رشته طراحی شهری در سال ۱۹۵۶، با دسترسی به منابعی با ارزش از سلسله موضوعات مطرح در این کنگره و تلفیق نقطه نظرات اعضای حاضر در آنها، مجموعه­ای منحصربفرد را به مناسبت پنجاهمین سال تأسیس رشته طراحی شهری در سال ۲۰۰۶ تنظیم و در سال ۲۰۰۹ در اختیار علاقه­مندان دانش طراحی شهری قرار داده­اند.

بخش عمده­ای از تأکیدات آلکس کریگر و ویلیام ساندرز در این کتاب بر لزوم تعامل و همکاری میان طراحی شهری با رشته­های مجاور همچون معماری، معماری منظر و برنامه­ریزی شهری در حل مسائل پیچیده شهرهای امروزی اشاره دارد.[۱] همچنین این کتاب سعی دارد تا با رویکردی چالشی از سوی برخی نظریه پردازان همچون ریچارد مارشال، امیلی تلن و مایکل سورکین، به نقد ماهیت طراحی شهری در قالب جنبش­ها و مکاتبی چون نوشهرگرایی و یا رویکردهای آرمانگرایانه امروزی بپردازد. بخشی از مقالات کتاب بر بیان عدم قطعیت­ها در طراحی شهری و تأکید بر طراحی شهری حقیقی به منظور غلبه بر جنبه­های آرمانی و تخیلی آن تأکید دارد. هریک از نویسندگان کتاب با ذکر مثالهایی از طراحی شهری معاصر، سعی در کالبد شکافی فضاهای عمومی و بافت­های شهری دارند که محصول طراحان شهری می­باشد و از پس آن به دنبال بیان کاستی­ها و وابستگی­های نهادی این رشته با سایر حوزه­های همجوار همچون اقتصاد، جامعه­شناسی، محیط زیست و معماری می­باشند. به عبارتی دیگر، ماهیت طراحی شهری به دلیل رشد مشکلات شهرنشینی، افزایش روزافزون جمعیت شهری و بروز پدیده­هایی چون جهانی شدن، هوشمند سازی، تغییرات اقلیمی و سلامت عمومی، با تغییرات عمده­ای نسبت به دوران اولیه­اش مواجه شده است و این تغییرات نیازمند توجه به مباحث و گستره­های میان رشته­ای همچون علوم رایانه، بوم شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد شهری و بهداشت عمومی می­باشد. موضوعی که به رغم دیدگاه­های مطرح در کتاب حاضر همچنان به طور مشخص به آن پرداخته نشده است[۲].  

ترجمه کتاب «طراحی شهری» که مجموعه­ای از نقطه نظرات افراد تأثیر گذار بر جریانات معاصر طراحی شهری شامل جاناتان بارنت، دنیس اسکات براون، فومیهیکو ماکی، ریچارد مارشال، یوان باسکتس، ریچارد سومر، مایکل سورکین، امیلی تلن، میل پرووست، کنت گرینبرگ، تیموتی لاو ، چارلز والدهیم، جان کالیسکی، ادوارد دبلیو سوجا و پیتر جی رو را شامل می شود، مشکلات پیچیده­ای در زمینه نحوه مواجهه با مسایل انتقادی این حوزه را پیش روی مترجمان قرار داده است و مترجمان تلاش کرده­اند با رعایت اصول امانتداری در جهت معنی­دار کردن و سهولت انتقال مطالب به خواننده فارسی زبان این مشکلات پیچیده را حل کنند.

بدینوسیله جای دارد تا از حسن نظر جناب آقای دکتر مرتضی میرغلامی، در نگارش پیشگفتار و همکاری ارزشمند کارشناسان محترم انتشارات دانشیاران ایران و همة عزیزانی که در تهیه و چاپ این کتاب ما را یاری رساندند، تشکر و قدردانی بنماییم. در خاتمه ضمن پذیرش مسئولیت لغزش­های احتمالی، از صاحب نظران بخصوص در حوزة طراحی شهری، تقاضا می­شود تا با تذکر اشکالات موجود، در اصلاح و پربارتر کردن متن، مترجمان را یاری نمایند. 

 

                                                                    سینا رزاقی اصل

                                                                    کسری کتاب اللهی

                                                                                 پائیز ۱۳۹۹

 

مقدمه:

چارچوبِ شهریِ ذهن[۳]

اَلکس کریگر[۴]

ذاتِ آسمانی، روستاها را به ما عطا کرد و مهارت اِنسانی، شهر را بنا نهاد.

مارکوس تِرنتیوس وارو[۵]، قرن اول پیش از میلاد.

دو هزار سال بعد از تِرنتیوس وارو، با افزایش جمعیت شهرها به حدود سه میلیارد نفر، مهارتهای شهرسازی بیش از هر زمان دیگر اهمیت دارد. ما در حال تبدیل­شدن به گونه­های شهری هستیم، تا حدی که اخیراً در یک سوم قرن اخیر غیرقابل تصور است، هنگامی که از هر سه نفر تنها یک نفر در شهرها زندگی می‌کرد. امروزه آنها-ما- اکثریت و در سراسر جهان با سرعت بیش از یک میلیون نوزادِ متولد شده در هر هفته، در حال رشد هستیم[i]. دانشِ مورد نیاز برای طرح این نوع شهرنشینی موجود است، البته در میان رشته‌ها و حوزه‌های علمی مختلف پراکنده شده ­است. این مجموعه از مقالات به بررسی نقش نهاد‌های مختلف می‌پردازند که می‌توان آنها را زیرِ چتر «طراحی شهری» گردآوری نمود.

طراحی شهری جدای از مجموعه­ای یکپارچه از فعالیتها، در طی نیم قرن پس از پیدایشش به عنوان رشته­ای مستقل حاصل از رشته­های طراحی و برنامه­ریزی، بوسیله کسانی از رشته­های بنیادی مختلف که متعهد به شهرها بوده و درصدد بهبود روش­های زندگی شهری هستند، کمتر بعنوان یک رشته فنی نسبت به یک چارچوب ذهنی مشترک تکامل یافته است. به عقیدة من، این امر نقطه قوتی می‌باشد؛ هرچند همه با چنین دیدگاه فراگیر و به گفتة برخی، مبهمی، در مورد طراحی شهری موافق و هم رأی نیستند. کسانی هستند که طراحی شهری برای آنها بیانگر چندین مجموعة خاص از مهارت‌ها، زمینه­های حرفه­ای و حتی «نگاهی» خاص می‌باشد. اما در این میان یک تعریف واحد از طراحی شهری که در ابعاد گسترده بتوان آن را نشر داد، مشاهده نمی­شود[ii]. فقدان تعریفی واحد در این باره برای برخی، یک مانع مفهومی به شمار می‌رود. پرسشی که مطرح می‌کنند چنین است: چگونه نهادها می­توانند نقش بنیادین خود را ایفا کنند، چگونه می­توانند به مسئولیت‌ها و جایگاه اجتماعی گسترده­تری برسند، در حالیکه توانایی تبیین صریح هدف اصلی خود را ندارند؟

تصویر ۱: Art2Architecture، EDAW، معماران تادائو آندو و او آروپ، باغ‌های پیکادلی، منچستر، انگلستان. سال ۲۰۰۱٫ حق تألیف EDAW، عکس از دیکسی کاریلو

تردیدهایی قابل ملاحظه حتی در این نسخه در زمینة طراحی شهری، در رابطه با احتمال «طراحیِ» شهرها یا بخش‌های اصلی آن، مطرح است. هر نویسنده‌ای با این سردرگمی مواجه است و همة آنها مشکلات ذاتی طراحی­ شهری را در حالی تصدیق می­کنند که به این هدف پایبند و متعهد می‌مانند.

هجده مقاله­ای که در این نسخه ارائه می‌شوند، در طول چندین سال تهیه شده‌اند. چهار مقاله به عنوان مقالاتی نگارش شده‌اند که نظرات نویسنده را در مورد سایر مقالات مطرح نمایند که برای اولین بار در دو شمارة پیاپی مجلة طراحی هاروارد، در سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۰۷ منتشر شده‌اند. شماری از مقالات نیز به کنفرانس تأثیرگذار سال ۱۹۵۶ طراحی شهری که در دانشکدة تحصیلات تکمیلی دانشگاه هاروارد برگزار گردیدُ، مرتبط می باشند که به عنوان نقطة شروع، در طی مسیری که از سال ۱۹۵۶ تا به امروز در رشته طراحی شهری پیموده شده است، محسوب می­شود.

مقالات همراه با مستندات کنفرانس سال ۱۹۵۶ و یک متن مباحثه در مورد طراحی شهری که در سال ۲۰۰۶ در دانشگاه هاروارد منتشر شدد، در شش بخش سازماندهی شده‌اند. در حالیکه هر مقاله، موضوعاتی گسترده را مورد بررسی قرار داده و به سادگی اِمکان طبقه‌بندی آن وجود ندارد، هدف این گروه‌بندی تأکید بر موضوعات کلیدی در رابطه با ماهیت طراحی شهری است. در میان موضوعاتی که بین مقالات مطرح می‌باشند، من سه مورد زیر را به عنوان مسائل کلیدی و محوری مباحث جاری مرتبط با حرفه طراحی شهری مورد تأکید قرار می‌دهم:

تغییر نگرش رشته‌ای

مفهوم مدرن طراحی شهری از میان دل مشغولی­های آشنا در اواسط قرن بیستم نشأت گرفته ‌­است: پراکندگی شهری در حومه‌های شهر و زوال مناطق قدیمی مرکزی. هدف، یافتن «زمینه­های مشترک» بین رشته‌های طراحی (اصطلاحاً معماری و برنامه‌ریزی شهری)، برای مواجهه با مسائل گوناگون است، که فراتر از هر رشتة طراحی به تنهایی قرار دارند. با این وجود غالب افراد موافقند – برخی به شکلی مشتاقانه موافق و برخی با در نظر گرفتن جانب احتیاط- که طراحی شهری گستره­ای از معماران با ذهنیت شهری را در بر می‌گیرد.

مخالفان این دیدگاه به بحث در این رابطه می­پردازند، ازآنجایی که شکل دادن به فضای شهری و سکونتگاه، یک وظیفة مهم در طراحی شهری به شمار می‌رود، به آموزش معمار نیاز دارد[iii]. با این حال، همانطور که حرفة برنامه‌ریزی به صورت روزافزون، برنامه‌ریزیِ کالبدی را به کار می‌گیرد که کمابیش در یک نسل، نادیده گرفته شده ­است؛ ولی ادعای آن در مورد طراحی شهری در حال رشد است. به گفتة برنامه‌ریزان، برنامه ریزی کالبدی شامل موضوعات زیادی می شود و در حالیکه ملاحظات فضایی را در بر می گیرد، اما در اصل از جنس معماری نیستند و بنابراین، رویکرد معماری‌ مبنا نسبت به طراحی شهری در حال محدود شدن است. در این میان، مردم در کل با نگرانی‌های روزمره‌شان در مورد استطاعت‌پذیری مسکن، آرامسازی ترافیک، تقویت واحدهای همسایگی و پذیرش توسعه، طراحی شهری را به عنوان مفهومی دوستانه­تر از برنامه‌ریزی می­دانند و مفهوم انتزاعی کمتری برای آن نسبت به برنامه ریزی قائل هستند (که هرگز به صورت کامل شهرتِ نوسازیِ شهری خود را به عنوان رویکردی از بالا به پایین نسبت به حل مسأله مطرح نکرده ­است)، و از اینرو از برنامه‌ریزان عمومی خود انتظار طراحی شهری خوب دارند.

با این وجود، طبق مقالاتی که چندین محقق نوشته‌اند، متأخرترین و افراطی ترین (در طی نیم قرن اخیر)، ارتباط با معماریِ منظر شکل گرفته ­است. طراحی منظر و  طراحی شهری عموماً جدا از هم در نظر گرفته ‌شده اند و گاهاً دو فعالیت متعارض بوده اند. گروه اولیة طراحان شهری که خود را معرفی کرده‌اند، اساساً معمارانی هستند که طراحی شهری را به عنوان مقطعی از برنامه‌ریزی و معماری می­دانند و معتقدند خلاً ادراک­شده بین این دو رشته به وسیلة طراحی شهری پُر خواهد شد. اهداف معماری منظر به عنوان اهداف فرعی یا جانبی در نظر گرفته شده ­است و در طول زمان به تسهیل تمایلات تمرکززدایی و تمایل به ساخت حومة شهر متهم شده ­است. به عقیده بسیاری از افراد، طراحیِ شهری باید اساساً به اِلزامات معماری مدرن و بیانیه‌های شهریِ تحول‌گرایش متمرکز شود و از هنر ظریف تر طراحی با اشیاء طبیعی یا رفتار دوستانه با اکوسیستم ها دوری کند [iv].

نسل نوظهور از طراحانی که خود را شهرسازان منظر می­نامند، این فرضیه را زیر سؤال برده‌اند که نگرش طراحی شهری از امتیاز حساسیت‌های فرم­سازی معماری بهره می‌گیرد و این سؤال را مطرح می‌کند که آیا منظر نمی‌تواند عامل حقیقی ارتباط کلانشهرهای مدرن به شمار رود؟ این پیشنهاد شگفت‌آور زمانی جنبة تکاملی خود را از دست می‌دهد که فرد به صورت مجازی به کاوش حوزه­های کلانشهری مدرن از آسمان بپردازد که هدف وی مشاهدة نسبتی کوچک از ساختمان در مقایسه با منظر می‌باشد. ساخت شهر صلب بازتاب یافته در برنامه‌های شکل- زمینه که در آن فضای باز همان چیزی خواهد بود که نادیده گرفته شده و در این فضا ساختمانی وجود ندارد یا همان عاملی است که با فرمِ ساخته­شدة اطراف خود، شکل داده می‌شود، دیگر در دستور کار نخواهد بود. در حالیکه وعدة شهرسازیِ منظر همچنان در روش‌شناسی و پروژه‌ها مبهم است، ولی قدرت خود را حفظ کرده­ است؛ زیرا این رویکرد یکپارچگی منطقی کاربری اراضی، نظارت محیطی و مکان‌سازی را همزمان بهبود می­بخشد.

افزایش شکل‌گیری ادعاهای فکری در مورد طراحی شهری از برنامه‌ریزی شهری و خصوصاً از معماری منظر نشانگر توسعة فوق‌العاده جدید در این رشته می‌باشد. به استناد پیچیدگی‌های شهرنشینی، دلمشغولی های طراحی شهری در نزدیکی مرکز هر یک از رشته های طراحی در حال جانمایی است و با روشی موخر ویژگیهای ذاتی پیشگامان طراحی شهری نیم قرن گذشته را پوشش می دهد. برعکس، افزایش توجه به مسائل طراحی شهری موجب شده که حساسیت این رشته نسبت به جنبه‌های علوم طبیعی و اجتماعی، حمل و نقل و مهندسی عمران، مدیریت آب و فاضلاب، پهنه‌بندی و سیاست عمومی و دیگر حوزه‌ها که قبلاً به عنوان مسئولیت زمینه‌های دیگر در نظر گرفته می‌شدند، بیشتر شود.

 

قهرمانان مکان­هایی که بابت قِدمتشان مورد احترام بوده و اصول یا عاملان مدرنیزاسیون؟

همانطور که نزدیک پیازِتا[۶] در ونیز نشسته‌اید، شفافیت ذهن در مورد وضعیت کنونی شهرها یا آیندة آنها رو به زوال می‌رود. اگر اِنکار صحت احساسات تأیید شود، فکر می‌کنید سرنوشت شهرگرایی مدرن که به نظر می‌رسد نسبت به شهرگرائی کنونی رضایت‌بخش نیست، چه خواهد بود؟، آیا کلان بودن است، نه همه شهر بلکه عناصر فردی آن را در بر می­گیرد؟ آیا تقسیم‌بندی کارکردها، فقدان بافت‌‌های همپوشان و جزئیات، تقسیم‌بندی فعالیت‌ها، نفوذ‌ خودروها را در بر می‌گیرد؟ آیا می­توان آن را موضوعی خیلی تازه دانست یا باید در زمرة فقدان مقیاس انسانی مورد بحث قرار داد؟

شما زیاد به این جنبه توجه نمی‌کنید. شما در ونیز زندگی می­کنید؛ شهری مملو از گردشگر که ساکنین آن محدود هستند. اقتصاد محلی بر اساس سرمایة بازدیدکنندگان استوار است و کیفیت هوای آن پائین است. رایحه و ظاهر آب آن زننده است. شهر درحال غرق­شدن است. پایداری آن ناشی از یکدندگی انسان‌ها است و نه ناشی از معیار‌های معاصر پایداری محیطی. اوه، ولی شهری بسیار زیباست!

این‌گونه نوسانات بین میل به جاودانه نمودن شرایط شهری ارزشمند و پاسخی صریح به نیازهای امروزی (بدون بازگشت به روزهای خوب قدیمی)، ماهیت دیالکتیک طراحی شهری را شرح می‌دهد. معنای «نو-جدید» را به عنوان پیشوند شهرسازی در نظر بگیرید همانند مفهوم محبوب حال حاضر «نوشهرگرائی». افرادی که با این عبارت آشنایی ندارند، ممکن است چنین عنوان کنند که این عبارت نوعی جدید از شهرسازی، چیزی برجسته و بی­سابقه را مطرح می‌نماید که از سوی رهبران جنبش مدرن در اوایل قرن بیستم شکل گرفته ­است. مفهوم جدید بودن برای نوشهرگرایان، تکرار شهرسازی سنتی پذیرفته شده، تأیید تجدید شده شهرسازی سنتی و بازگشت به شهرسازی از سوی افرادی است که به واسطة حومه‌های شهر سرخورده شده­اند. واژة جدید در عبارت نوشهرگرائی برای دیگران ممکن است به جایگاهی جدید برای شهرسازی اشاره داشته باشد، پذیرشی که (در رویارویی شواهد فراگیر) بر اساس آن تراکم پائین، پراکندگی حومه‌ای، تحرک ماشینی و کارکردهای غیرمتمرکز به حیات خود ادامه می‌دهند. بنابراین، واژة نوین می­تواند به شرایط منحصربفرد شهرسازی مدرن مانند مراکز خرید، پارک­ها، شهرهای مرزی، خرده­فروشی­ها و مجموعه‌های تفریحی و دیگر محیط‌ها اشاره داشته باشد که از نظر تاریخی ناآشنا بوده و باید به جای نادیده­گرفتن آنها، به صورت خلاقانه مطرح شوند.

افراد ممکن است تصور کنند که چنین تنوعی از معانی بصورت عمدی از سوی هرکسی که واژه نوشهرگرایی را ابداع نموده، مطرح شده است و بدینوسیله مسئول موفقیتش به عنوان یک شعار است. این واژه تمامی مفاهیم جدید را با تمایلاتی متفاوت گرد هم می‌آورد و چیزی را در ماهیت خود حفظ می‌نماید که جدید نیست، ولی آرامش­بخش است. درخواست برای کاربرد «جدید» در ساختِ شهر خیلی رایج نیست (به استثنای بهبود استاندارد‌های زندگی)، و زمانی که ظهور می کند، بیشتر نسبت به تحولات صورت گرفته در فرم، مبهم به نظر می‌آید. تغییر، توأمان جالب و نگران­کننده است. در حقیقت، فرهنگی که به وسیلة محصولات جدید، فناوری‌های نوین و سبک‌های زندگی که به دنبال پادزهری برای تغییر در وجة دیگر زندگی هستند، دچار نابودی شده است. از نظر سنتی، محلات و خانه های ما مهلتی برای گریز از تغییر بیرونی بی امان پیشنهاد داده اند. این موضوع قابل درک است که نوآوریِ شتابنده در کسب و کار، فناوری و تجارت، دیدگاهی رُمانتیک در مورد مکان‌های قدیمی و شیوه های زندگی به وجود می آورد.

بنابراین، طراحان شهری می توانند خود را در دام میان دو توقع اجتماعی بیابند: حراست از بهترین امور مرتبط با شهرسازیِ سنتی با وجودیکه همچنین به هماهنگ‌سازی آیندة شهری ما به وسیله پاسخ خلاقانه به شرایط معاصر کمک می کند.

 

عرضة تخصص در عصر تصمیم­گیریِ غیرمتمرکز

به ندرت می‌توان طراحی شهری را به عنوان هنر یک فرد یا صحنة­ای برای تک­نوازان دانست و تألیف یک پروژه اساساً موضوعی بی­اهمیت به شمار می‌رود. مهم‌ترین مشتریان خدمات طراحی شهری را نمی‌توان همواره مشهودترین افراد یا کسانی که پول می‌دهند، به شمار آورد. در این شرایط ناآگاهی و بی­احساس بودن از عدم همکاری بین کسانی که از چشم­انداز فوق­العاده محدود طراحی، وارد حوزة طراحی شهری می‌شوند، امری غیرمعمول نیست. قطعا بینش و پاسخ خلاقانه به مسائل شهری نیاز و قابل تقدیر است، اما اشتباه­گرفتن این امور با هماهنگ­سازی یک جانبة چشم­انداز طراحی اغلب به پیشرفت ایدة طراحی شهری کمکی نخواهد کرد. در حقیقت این مسأله اغلب به خستگی مفرط منتهی می‌گردد. برخی از تردیدهای ایجاد ­شده در مورد ارزش یا احتمال طراحی شهری از ذهنیت کسانی نشأت می‌گیرند که سازش و همکاری برای آنها امری دشوار است. انتخاب فرآیند توسعه یا برنامه‌ریزیِ واحد همسایگی در دنیای امروز، کار با عاملان متعددی را می‌طلبد که طی مراحل برنامه‌ریزی و طراحی، فراتر از همکاران حرفه‌ای می­باشند. این افراد شامل مالک، همسایه‌های اطراف، مسئولین منتخب، مؤسسات دولتی، مخالفان (اغلب)، سرمایه‌گذاران، مؤسسات مالی و قانون‌گذاران می‌باشند که همة آنها به عنوان «ذی نفعان» مطرح می­شوند. هدایت این گروه که به واسطة مجموعه ذی نفعان شکل می‌گیرد احتمالاً بزرگترین چالش انتخاب و دنبال­کردنِ ایده‌های پیچیده و اهداف در شهرسازی به شمار می‌رود. اجماع در مورد اهدافی که جاه‌طلبانه نمی­باشند متأسفانه یک امر رایج است. با این وجود، به جای سردرگمی در ناامیدی از ماهیت غیرقابل پیش‌بینی فرآیند‌های غیرمتمرکز، طراحان شهری باید این را بیاموزند که همکارانی مؤثر برای یکدیگر بوده، ارادة آنها در جهت شرکت و مشارکت در فرآیندهای بین­رشته‌ای باشد و از ایده‌های دیگران نیز حمایت کنند؛ ایده‌هایی که پتانسیل این را دارند که دیگران را نیز به سمت انتظارات بالاتر سوق دهند و از راه‌کارهای مقتضی اجتناب نمایند. چنین مهارت‌هایی همیشه در اختیار طراحان قرار نمی‌گیرند. برخی بی­نظمی‌های فرآیند دموکراتیک را بابت شکل­گیری یک حد وسط مقصر می‌دانند. از سویی دیگر، سایر نمونه‌ها‌ مزایای اساسی را برای پروژه پیشنهاد می‌کنند که برآیند شراکت همگانی گسترده­تر است[v]. بنابراین، این اصل نیز بین طراحان شهری مجرب وجود دارد که بر اساس آن: «دیدن، استعداد می‌خواهد و پیاده­سازی، نبوغ».

اولین قسمت از این کتاب به بررسی شرایطی می‌پردازد که به ساخت مفهوم رشتة طراحی شهری در اواسط قرن بیستم منتهی شد. این بخش، با بحث در مورد متخصصینی از متن کنفرانس ۱۹۵۶ هاروارد که در کتاب معماری مترقی[۷] منتشر شده است، شروع می­شود. این کنفرانس شامل گروهی چشمگیر از شرکت کنندگان بود و به دلیل اهمیت‌شان، کنفرانس عموماً به عنوان یک زمینه در راستای انگیزة گسترده‌تر طراحی شهری مورد تایید قرار گرفت و در نهایت به منظور کلیدخوردنِ برنامة طراحی شهری هاروارد به عنوان اولین برنامة موجود، مطرح شد. جایگاه این کنفرانس در برهة تاریخی بغرنجی قرار داشت؛ اِریک مامفورد[۸] مباحث شهر مدرن را زمانی پیگیری نمود که کنگرة بین‌المللی معماری مدرن[۹] (سیام)، به واسطة گروه‌های اصلاح‌طلب مانند گروه ده[۱۰]، تحت عنوان یک جنبش در حال گسست بود و مصادف بود با زمانی که خوزه لویی سرت زیرِ چتر شهرسازی و به واسطة تغییر مرکز گفتمان از اروپا به آمریکا، به دنبال اتحاد دوبارة جنبش مدرن بود.[vi] به نظر می‌رسد ریچارد مارشال در بازخوانی نُه کنفرانسِ طراحی شهری هاروارد که بعد از اولین کنفرانس در سال ۱۹۵۶ برگزار شدند از درک سطحی نسبت به شهرها در این کنفرانس‌ها و اِبهام بسیاری از مباحث دچار سردرگمی شده ولی با این وجود، انرژی آن ناشی از تلاشی بود که در طول این کنفرانس‌ها به موضوع شهرسازی و ارزش ادامة این گفتگوها اختصاص داده شده است. اگر این مسأله از دیدگاه وی در شانگهای مطرح شود، او نیاز به تغییر گفتمان شهرسازی را دوباره احساس کرده و این ‌بار قصد دارد به گونه‌ای افراطی و شتابزده شهرگرائی آسیا را سرعت بخشد. گروه دوم از مقالات دیدگاه سه برنامه‌ریز و معمار متمایز به نام‌های دنیس اِسکات براون، فومیهیکو ماکی و جاناتان بارنت را منعکس می‌نماید که شغلشان در بخش زیادی از نیم قرن اخیر از کنفرانس ۱۹۵۶ به بعد تداوم یافت و کسانی که از طریق کارشان به طور عاقلانه ای تحول تفکر طراحی شهری را در سطح بین المللی مشاهده و کمک کرده اند. احتمالاً به دلیل سن و تجربه‌شان، مسائل اجتماعی (مسئولیت طراحی به منظور تقویت رفاه انسان و بهزیستی بشری که برای جنبش اولیة مدرن بسیار مهم بود) و افکار آنها به شیوه‌ای مؤثر به کار گرفته می‌شود که نسل‌های جوان به نظر در بیان مستقیم آن احساس راحتی نمی‌کنند. اِسکات براون فراخوان تعامل گسترده‌تر بین برنامه‌ریزان و معماران را اِحیاء می­کند و او بر این جنبه تأکید دارد که هردو باید با دانشمندان اجتماعی و دیگرانی در تعامل باشند که نگرش­هایی در مورد نیازها و ذات انسانی دارا می‌باشند. ماکی به تنهایی بین تمامی محققینی که در کنفرانس شرکت کردند، تعهد خود به آینده ۱۹۵۶ را چنین بیان می‌نماید: خلق شبکه‌های پیچیده‌ از فرم و مکان شهری که بتوانند تعامل بشری را تسهیل کرده و شادی­آفرین باشند[vii]. بارنت همایش ۱۹۵۶ را با ۲۰۰۶ بر حسب نگرش تطبیقی نسبت به این موضوع متعارض می‌داند که آنچه در نظر وی سه مسئولیت اساسی طراحی شهری است عبارتند از نظارت محیطی، تقویت قلمرو عمومی و تسهیل اجتماع پذیری.

گروه سوم از مقالات نقش‌ها و طبقه­بندی‌های شراکت را برای حرفه­مندان طراحی شهری مطرح می‌نماید. مقالة من و یوان باسکِتس بر حوزه‌های متفاوت اقدام یا آن چیزی اشاره دارند که من از آن با عنوان حوزه­های مختلف طراحی شهر یاد می‌نمایم[viii]. در حالیکه طبقه­بندی‌ها و تأکیدهایی که من و باسکتس عنوان می‌نماییم ممکن است متفاوت باشند؛ پیام جامع و فراگیر هریک این است که نقش‌های سرزندة زیادی برای طراحان شهری مفروض است. ریچارد سومر با اتخاذ رویکردی متفاوت نسبت به طراحی شهری به طرح سنت‌های فکری قرن بیستم در رابطه با طراحی شهری می­پردازد و از آنها انتقاد می‌نماید و از بی‌توجهی نسبی کنونی به نظریه در فعالیت معاصر گلایه داشته و ارائه نظریات گسترده‌تری را برای متخصصین امروزی و آینده الزامی می‌داند[ix].

گروه چهارم از مقالات که در رأس همة آنها مقالة مؤثر میکائیل سورکین قرار دارد و بیان می‌نماید که طراحی شهری به بن­بست رسیده ­است، به بیان برخی از احساسات رقابتی در کارهای امروزی می پردازد. سورکین نمونه­هایی را بیان می‌دارد که از آنها به استراتژی‌های پیش­پا افتاده یاد می‌کند که پذیرای برآیندهای رایج بوده و یادگاری اشتباه، از شهرسازی اعصار گذشته می‌باشد و فراگیربودن اهداف الهام­یافته از بازار را در بر می‌گیرند تا اهدافی که از جمعیت نشأت گرفته‌اند. هدف ویژة او نوشهرگرایان است، کسانیکه برای وی وضعیت محبوس فعالیت اصلی معاصر را بازنمایی می کنند.

 اِمیلی تَلن که مستقیماً دیدگاه سورکین را اِنکار می‌کند، انتقادات وی را به عنوان ویژگی باور نادرست به نوآوری و نوین بودن در بین معماران می‌داند و تحقیر تداولات شهری آن زمان را غیر مسئولانه می‌داند. انتقاد وی از پیگیری نوآوری از سوی سورکین و اینکه نوآوری قویاً حامی نظارت محیطی است شدید می­باشد. این هدف، همان هدفی است که نوشهرگرایان نمی‌توانند آن را نادیده بگیرند. اما وی به درستی بحث می‌کند، همانطور که پیتر رو در گروه آخر از مقالات بیان می کند، که تحقیر امور متداول، ضدِ شهری است و نقطة ضعف مدرنیست‌‌ها در اواسط قرن به شمار می‌رود که نگرانی وی بابت بهبود شهرها و زندگی شهری کاملاً از سوی به حاشیه­راندنِ تاریخ و زمینه نادیده گرفته شده ­است[x]. مقالة مشترک مایکل پرووست و ووتر ونستیفوت بیانگر زمینه‌ای برای تطابق‌گرایی بازاری (برای آنها سنت‌گرایان) و مؤلفان آوانگارد بین‌المللی است که می‌توان سورکین را در میان آنها قرار داد. در عوض، آنها میانبری بین پوپولیسم از پایین به بالا و مدرنیسم اخلاقی پاسخده را شکل می‌دهند. آنها نوعی متفاوت از نوآوری مدرن، نوعی از اختیار خوب فرم­دهی، کسی که نوآوری‌های وی از گوش فرادادن به آرمان‌های مشترک شهروندان و نیازهای روزمره آنها نشأت می‌گیرد، را مطرح می‌نمایند.

تغییرات شیوة سوم بین تطابق بی‌روح و نوآوری غیرِضروری در گروه پنجم از مقالات پیشنهاد می‌شود.
کن گرینبرگ در مورد شیوة سوم به منظور تبیین موقعیت متعادل­سازی­شده بر اساس بقایای سه جانبة محیط‌گرایی می­نویسد و اقتصاد‌های شهر خلاق و رهبری مشترک را ترویج می­دهد. وی بحث دنیس اسکات براون را بوسیله پذیرش مجموعه دائماً در حال گسترش عاملان دخیل در فرآیند تصمیم­گیری طراحی شهری حمایت می­کند، اگرچه اعتقاد دارد که این مجموعه بهتر از شرایط فعلی می­تواند مدیریت شود. تیم لاو موضعی را دنبال می‌کند «جایی بین برنامة ضد پراکندگی حومة شهر …. و تمرکز اخیر رسانه بر پروژه­های بزرگ مقیاس معماری» بوسیله معماران مشهور جهان، مشخص می‌نماید که مستغلات بیشتر در واقع بین این محدودیت‌ها عمل می‌نمایند. اما تأکید اصلی وی چنین است که طراحان باید از راه‌کارهای عمومی اجتناب نمایند، زیرا به گفته وی این راه‌کارها با تقلید غیر بحرانی از مصادیقی مانند باتری پارک سیتی در منهتن ارتباط دارند و به برآورد وی، ارزش این را ندارد که در جایگاهی استاندارد در میان سازندگان کاربری ترکیبی شهری قرار گیرد. شیوة سوم چارلز والدهایم بر شهرسازی منظر تمرکز دارد، تغییری انکارناپذیر و آتی برای طراحی شهری از شباهت قدیمی آن با معماری به سوی در آغوش گرفتن معماری منظر به عنوان منطقی ترین رشته آن[xi]. جان کالیسکی[۱۱]نوع دیگری از شیوة سوم را مطرح می­نماید که به ما یادآوری می­کند که در عصر تصمیم­گیری دموکراتیک، بدون شباهت به نابودی در طول زمان، در حالت اجماع و ایجاد ائتلاف‌هایی مورد پذیرش قرار می‌گیرد که اغلب همانند نقطه نظرات متخصصین ارزشمند بوده و از سوی نوآوری یا سنت مطرح می‌گردد.[xii] آخرین محقق و شرکت­کننده همایش از ما درخواست دارد تا نمایی جهانی­تر ارائه نماییم: توجه به نیازهای نرخ بی­سابقه شهرنشینی در جهانی وسیع خارج از اروپا و آمریکای شمالی و تمرکز بر شهرسازی‌های در حال ظهور خارج از مدل­های شهری سنتی. این نویسندگان از ما خواستند ایده‌هایی برای الگوهای شهرنشینی ارائه نماییم که با اقتصادهای شبکه­ای جهانی، ارتباطات دیجیتال و تحولات همکاری و رقابت فرهنگی متجانس باشد. آنها بر اهمیت زیرساخت و مدرن­سازی خدمات شهری تأکید دارند ونه صرفاً مکان‌سازی و پذیرش بیشتر و جدی­تر نگرانی‌های زیست­محیطی. اِدوارد سوجا، پیتر رو و ماریلین تیلور با شیوة متفاوت خود، دنبال یک تغییر افراطی از مباحث عمومی هستند ودر دیدگاه آنها مباحث مرتبط کمتری میان سنت گرایان و محافظه کاران به چشم می­خورد.

سوجا، رو و تیلور مجدداً توجه ما را به چشم­اندازی جلب می‌کنند که بین محققین و نویسندگان مشترک بوده است. علیرغم نقاط واگرای بسیاری که بین دیدگاه آنها وجود دارد. محافظت از یک دنیای شهری بیش از تمایل به اعتراف به یک حرکت از ذهنیت خود در مورد شهرهای خوب، به مفهوم گسترده‌ای از فرآیندها و فرم‌های شهرسازی نیاز دارد. ذهنیت شهری داشتن به معنای تلفیق شهرها با یک فرمول جهانی برای شهرسازی آینده نیست، بلکه یادگیری از لاس وگاس، ونیز و شانگهای را در بر می‌گیرد. این ذهنیت نیاز به عواطف اصیل نسبت به انرژی و سرزندگی شهرها و به دنبال آرمان‌ها بودن دارد، زیرا در این فرایند سرزندگی به جای سکون و رکود شهر در چندین الگوی واحد عمل می‌نماید. ذهنیت شهری داشتن نیازمند یک حس پرسشگری و پذیرش داده­های چندگانه است، آری، کل گرا بودن، اما یک کل گرای تحلیلگر و نه یک مبتدی.

 

تصویر ۲: کارتون ریپی که اصالتاً در تاریخ ۱۷ ژوئن سال ۲۰۰۱ منتشر شد. این تصویر با مجوز بیل گریفیت مجدداً چاپ شده است

 با شروع از گفته­های وارو که سیسرو از وی به عنوان یکی از آگاه‌ترین افراد در میان رومی‌ها یاد می­کند، من مایل هستم نتیجه­گیری خود را با زیپی به اِتمام برسانم. من انیمیشنی که در اینجا تهیه شده ­است را می‌یابم که به خاطر پیام ضدپراکندگی خود دلگرم­کننده نیست (هرچند همچون سیل واژگانی که بعداً برخلاف پراکندگی حومة شهر عنوان شدند، مؤثر است)، بلکه به دلیل تصویر متضاد از چیزی که برای شما خوب و بد است، مهم تلقی می‌گردد. آنچه زیپی، از آن به عنوان چیزی خوب برای ما یاد می‌کند صحنة شهری است و مکان، تراکم (برخلاف ازدحام)، بازدارندگی فضایی، هم‌پوشانی فعالیت‌ها، منطقه­ای خاص روی زمین با وعدة قرابت اجتماعی را در بر می‌گیرد: جوهر چیزی که طراحی شهری باید برای یک این اَمر اساس چیزی است که طراحی شهری باید برای موجودات شهری فراهم آورد. در کنفرانس مشهور سال ۱۹۵۶، دیوید اِل. لاورنس که بعدها شهردار پیتسبورگ شد و در طرح نوسازی شهری مرکز شهر خود به خوبی عمل کرد، پیامی مشابه را بیان کرد: تمدن نمی‌تواند ادامة روستاها یا پراکندگی بین منظر حومه‌های ناقص شهر به شمار آید که هدف خاصی برای آن‌ها در نظر گرفته نشده است. هدف این مجموعه از مقالات، اجتناب از ماهواره هایی از جمعیت که به دور هیچی میگردند است و همچنین هدف آن کمک به شکل دهی به انواعی از محیط ها است که موجودات شهری انها را دوست دارند و لیاقتش را دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش اول

سرآغاز درک طراحی شهری[۱۲]

 

[۱] . برای مطالعه بیشتر در این خصوص به منبع زیر رجوع شود:

چیستی و مرز طراحی شهری. ۱۳۹۱. نوشته سینا رزاقی اصل، انتشارات دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران.

[۲] . برای مطالعه بیشتر در این خصوص به منبع زیر رجوع شود:

نظریه های طراحی شهری. ۱۳۹۳. نوشته سینا رزاقی اصل و فاطمه جم، انتشارات دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران.

 

[۳] An Urban Frame of Mind

[۴] Alex Krieger

[۵] Marcus Terentius Varro  «فاضل، ادیب و اندیشمند رومی»

[۶] Piazzetta

[۷] Progressive architecture

[۸] Eric Mumford

[۹] CIAM

[۱۰] Team 10

[۱۱] John Kaliski

[۱۲] Origins of an Urban Design Sensibility

[i]  در سال ۱۹۷۵، تنها یک سوم از جمعیت جهان در حوزه‌های شهری زندگی می‌کرد. در پایان سال ۲۰۰۷، جمعیت شهرنشین جهان به ۵۰ درصد رسید و انتظار می­رود که این میزان در سال به میزان ۶۰ میلیون نفر رشد داشته باشد و در نهایت در سال ۲۰۳۰ به ۶۰ درصد برسد (منبع: بخش جمعیت سازمان ملل متحد، چشم­انداز شهرسازی جهان: بازبینی سال ۲۰۰۵ (نیویورک: سازمان ملل متحد، ۲۰۰۶)؛ بخش جمعیت سازمان ملل، وضعیت جمعیت جهان، ۲۰۰۷: پتانسیل رشد شهری (نیویورک: سازمان ملل متحد، ۲۰۰۷)).

[ii] مقالات گسترده در زمینة طراحی شهری وجود دارند و شامل چندین مقاله به عنوان نتیجه تلاش‌های اولیه به منظور تعریف ماهیت طراحی شهر می‌باشد که برخی از آنها متعاقب کنفرانس سال ۱۹۵۶ ظهور کرده‌اند. به عنوان مثال، به کتاب کریستوفر الکساندر، هاجو نایس، آرتمیس آنینو و اینگرید کینگ با عنوان نظریة جدید طراحی شهری مراجعه کنید (نیویورک، آکسفورد، ۱۹۸۷) که یک دهه بعد از آن متن دیگری به نام زبان الگو: شهرها، ساختمان‌ها، ساخت و ساز نوشتة کریستوفر الکساندر، سارا ایشیکاوا، مورای سیلورشتان[ii] (نیویورک، آکسفورد، ۱۹۷۷)، کتاب شکل خوب شهر نوشتة کوین لینچ (کمبریج، مس.: انتشارات اِم. آی. تی ، ۱۹۸۱) منتشر شدند که به عنوان تحولی در نظریه‌هایی به شمار می‌رفت که برای اولین بار در کتاب سیمای شهر نوشتة کوین لینچ کتاب اد بیکن با عنوان طراحی شهرها (نیویورک: انتشارات ویکینگ[ii]، ۱۹۶۷)، کتاب پل دی. اشپرایریگن[ii] با عنوان طراحی شهری: معماری شهرهای کوچک و بزرگ (نیویورک: مگ گرو هیل، ۱۹۶۵)، کتاب پاتریک گدس[ii] به نام شهرها در حال تکامل: مقدمه­ای بر جنبش برنامه‌ریزی شهر و مطالعة شهرها (لندن: ارنست بن، [۱۹۱۵] ۱۹۶۸) و کتاب کامیلوزیته به نام برنامه‌ریزی شهر بر اساس اصول هنری (نیویورک: رندون هاوس، [۱۸۸۹] ۱۹۶۵) به آن‌ها اشاره شده ­است.

[iii] چندین تن از شرکت‌کنندگان بحث سال ۲۰۰۶ در مورد طراحی شهری که این نسخه از کتاب به آن ختم می‌شود ایدة اولویت نمای معماری را در طراحی شهری ادامه داده­اند. حتمالا رادولف ماخادو به بهترین شکل این مسأله را بیان کرده ­است: طراحی شهری به واسطة شراکت مستقیم بهترین و متفکرترین معمارانی که در اختیار داریم، تقویت خواهد شد.

[iv] اینگونه حساسیت‌ها در یک مفهوم بر خلاف سنت آمریکایی است که اواسط قرن نوزدهم با ظهور نسل فردریک لاو اولمستد شروع شده و به واسطة کتاب یان مک هارگ به نام طراحی با طبیعت ادامه پیدا کرد (باغ شهر، N.Y.: انتشارات نچرال هیستوری، ۱۹۶۹) که در آن عوامل زیست محیطی به عنوان نیروهای مولد در ساختار سکونت‌گاه در نظر گرفته می‌شوند.

[v] جنبش حمایت همگانی به تنهایی مقالات زیادی را در حمایت از و (نیز)، گاهاً زیر سؤال بردن محدودیت‌های شراکت گستردة همگانی در تصمیم گیری‌های برنامه‌ریزی مورد حمایت قرار داده ­است که منشأ آن موجب اعتبار کتاب مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکا نوشته جین جیکوبز شده ­است (نیویورک: وینتیج بوکز، ۱۹۶۱). جیکوبز به عنوان خبرنگار در کنفرانس ۱۹۵۶ شرکت کرد و برخی بر اساس نظرات ارائه شده از سوی وی به این فکر کردند که او قبلاً در کتاب خود در این زمینه کار کرده­ بود.

[vi] برای کسب اطلاعات کامل‌تر در مورد بحث‌های این دوره می­توانید به کتاب گفتمان سیام در مورد شهرسازی، ۱۹۶۰-۱۹۲۸  اثر لوئیس مامفورد و کتاب نزاع بر سر مدرنیسم: معماری، معماری منظر و برنامه‌ریزی شهر در هاروارد اثر آنتونی آلوفسین (نیویورک: نورتون، ۲۰۰۲) مراجعه کنید.

[vii] برای اطلاعات بیشتر در مورد مبدأ چشم‌انداز فومیهیکو ماکی در مورد شهرسازی مدرن که بر اساس شراکت وی در اولین کنفرانس هاروارد و چندین همایش بعد از آن شکل گرفته ­است می­توانید به مقالة بررسی فرم جمعی، نشر اسپشال#۲، دانشکدة معماری، دانشگاه واشنگتن، سنت لویی،۱۹۶۴، مراجعه کنید.

[viii] یوان باسکت و فلیپ کورا، خطوط X شهرها: دیدگاهی جدید برای پروژة شهرگرا (کمبریج، مس: دانشکدة فارغ‌التحصیلی طراحی دانشگاه هاروارد، ۲۰۰۶).

[ix] یکی از تلاش‌های علمی برای شکل‌گیری اساس نظری مستدل برای طراحی شهری را در مقالة نظریة تلفیقی طراحی شهری نوشتة ارنست اشترنبرگ در مجلة مرکز برنامه‌ریزی آمریکا، تابستان ۲۰۰۰، صص. ۲۷۸-۲۵۶، می­توان یافت.

[x] این نکته از سوی آندره دوانی مطرح شده ­است که پاسخ وی به درخواست ثبت مقاله در مجله طراحی هاروارد، شماره ۲۴، در سال ۲۰۰۶ به فرونشانی بی‌خردی‌های جوانی: نجیب زاه‌ها شهرسازی را دوباره کشف می‌کنند منتج شد که در آن دوانی به ذکر این موارد می‌پردازد:

کنفرانس طراحی شهری ۱۹۵۶ در چه مورد است؟ چنین به نظر می‌آید که گروهی از نجیب‌زادگان میانسال در تلاش برای توقف نتایج بی­احتیاطی‌های جوانی گرد هم آمده‌اند زیرا چند سال پیش، جلسه­ای به نام کنگرة بین‌المللی معماری مدرن برگزار شد که آنها در آن، شهرسازی را نادیده گرفتند. در سال ۱۹۵۶، پیامدهای منفی این فرایند مشهود می‌شوند و تصمیم سرت مبنی بر این امر بود که هاروارد باید فرایند جبران را هدایت کند. مباحث صورت­گرفته در مسیر درست خود در حال برگزاری هستند. هاروارد به زودی شهرسازی را با شرایط بهتری تدریس خواهد کرد؛ هرچند به خوبیِ (دانشگاهِ) کرنل برگزار نمی‌شود زیرا در آن کالین رو تعریف مکانی را دوباره کشف خواهد کرد. در اروپا، با برداشتن گام‌هایی دشوار به همین منظور، گروهِ ده، شبکه خیابانی را مجدداً سازماندهی می‌نماید؛ روسی قابلیت احترام را در طراحی به مکان‌شناسی بازخواهد گرداند. آنگاه لئون کریر تأمل فراگیر در این باره را به عالی‌ترین سطح خود رسانده و دوباره شهر سنتی را با نژاد اصیل خود به صورت کامل پیشنهاد می‌نماید. چشمانی که به وسیلة کارهای کریر باز می‌شوند، گروهی سازمان­یافته از جوانان آمریکایی خواهد بود که تکنیک‌هایی را در جهت نوسازی فرایند شهرسازی به اقتضای شرایط مدرنیته فراهم خواهند آورد. آنها همان کاری را خواند کرد که اگر نجیب­زادگان، به وضوح به بی­نظمی ناشی از جنگ جهانی اول فکر کرده بودند، بود، در جوانی خود انجام می‌دادند. انحلال کنگرة بین‌المللی معماری مدرن و نابودی آن یکی از حماسه‌های مهم معماری در قرن بیستم است ولی صدماتی که از آن ناشی شده ­است در تمامی شهرهای جهان دیده شده و کاهش کیفیت بهزیستی نسل‌های بعد از ساکنین این شهرها در این زمینه چشمگیر است. همة ما بدون این نجیب‌زاده‌ها و جلسات آنها می‌توانستیم زندگی بهتری داشته باشیم.

[xi] مقاله‌ای کامل در مورد شهرسازی منظر تا به حال موجود نمی‌باشد. تلاش‌های ابتدایی به منظور پوشش این رشته نو‌ظهور شامل ویراست متن «در زمینه شهرسازی منظر، مرکز ۱۴» توسط دین المی (آستین: مرکز معماری و طراحی آمریکا، دانشگاه تگزاش در دانشکده معماری آستین، ۲۰۰۷)، ویراست خوانندة شهرسازی منظر از سوی چارلز والدهایم (نیویورک: انتشارات معماری پرینستون، ۲۰۰۶) و مجموعه مقالات ویراست جیمز کرنر هستند که بین بنیانگذاران این جنبش شناخته می­شود و نام آن بهبود منظر: مقالاتی در زمینة معماری منظر مدرن (نیویورک: انتشارات معماری پرینستون، ۱۹۹۹) است.

[xii] این مقاله برای اولین بار در مجلة طراحی هاروارد، بهار و تابستان سال ۲۰۰۵ منتشر شد.

 

 

اگر این کتاب را تهیه کرده اید لطفا نظر و نقد خود را اینجا بنویسید

لینک کوتاه
https://urbanity.ir /?p=1045

بدون دیدگاه

پاسخ دهید

فیلدهای مورد نیاز با * علامت گذاری شده اند