Warning: Constant WP_ALLOW_REPAIR already defined in /home/urbair/public_html/wp-config.php on line 84
تحلیل آماری مصرف گاز شهری تهران ازسال 1400 تا 1404 - انجمن شهرسازی ایران https://urbanity.ir/wp-content/uploads/2026/08/نمودار-مصرف-گاز-تهران-به-تفکیک-ماه-و-سال-از-سال-1400-الی-1404.png
تحلیل آماری مصرف گاز شهری تهران ازسال 1400 تا 1404

تحلیل آماری مصرف گاز تهران بر اساس نوع مصرف و کاربری شهری

 
دوره بررسی: ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ | منبع: فایل تجمیعی پروژه و برگه‌های دسته‌بندی شهری | واحد تحلیلی مفروض: مترمکعب
 
هدف: شناسایی تفاوت‌های بین کاربری‌ها برای برنامه‌ریزی انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش مصرف سوخت فسیلی
 
یادداشت کنترل داده: مقدار سال ۱۴۰۴ در فایل ورودی به‌علت صفر بودن اسفند ناقص است. این سال در جدول‌ها حفظ شده، اما برای نتیجه‌گیری روندی باید با احتیاط و جدا از چهار سال کامل تفسیر شود.
 
 

فهرست بخش‌ها

  1. داده‌ها و روش تحلیل
  2. روند سالانه و ماهانه
  3. مقایسه کاربری‌های شهری
  4. تحلیل تفصیلی هشت کاربری
  5. پیامدهای سیاستی برای انرژی‌های تجدیدپذیر
  6. محدودیت‌ها و پیشنهادهای پژوهشی

۱. داده‌ها و روش تحلیل

این گزارش از برگه «جمع سالانه دسته‌ها»، برگه «جمع ماهانه کل» و برگه «جدول ماهانه دسته‌ها» در فایل اکسل دسته‌بندی‌شده استفاده می‌کند. هشت کاربری شهری، حاصل نگاشت انواع مصرف ستون D است. در تحلیل، جمع هر دسته در هر سال، سهم دسته از کل سال، تغییر سالانه، سهم ماه‌های سرد و گرم و تفاوت میان سال‌های کامل محاسبه شده است.

واحد مصرف در عنوان داده منبع به‌صراحت ذکر نشده است؛ بنابراین در این گزارش «مترمکعب» به‌عنوان فرض کاری نوشته شده است. پیش از استفاده نهایی در پایان‌نامه، این فرض باید با متادیتای شرکت گاز یا گزارش اولیه کنترل شود. ارقام به‌صورت عدد خام و میلیارد مترمکعب نمایش داده می‌شوند تا هم قابلیت ردیابی به اکسل حفظ شود و هم خوانایی تحلیل افزایش یابد.

۲. روند سالانه و ماهانه

جدول سالانه نشان می‌دهد که چهار سال کامل، الگوی ثابت و خطی ندارند. ۱۴۰۰ بالاترین مقدار کامل و ۱۴۰۲ پایین‌ترین مقدار کامل است. افزایش ۱۴۰۳ نسبت به ۱۴۰۲ باید همراه با عوامل آب‌وهوایی، تولید صنعتی، تغییرات تعداد مشترکان و روش ثبت بررسی شود. عدد ۱۴۰۴ به دلیل داده ناقص قابل مقایسه کامل نیست.

سال جمع سالانه (m³) تغییر نسبت به سال قبل وضعیت
1400 14,242,219,203 – کامل
1401 13,292,604,139 -6.7% کامل
1402 11,186,540,720 -15.8% کامل
1403 11,993,084,277 7.2% کامل
1404 7,576,779,076 -36.8% ناقص؛ اسفند صفر
 
 
2026 08 22 17 48 26 تحلیل آماری مصرف گاز شهری تهران ازسال 1400 تا 1404 آمار گاز شهری تهران شهری

نمودار انباشته نشان می‌دهد که اختلاف سال‌ها فقط از یک کاربری ناشی نیست. بخش خانگی در همه سال‌ها ستون غالب است، اما صنعتی و نیروگاهی در سال‌های نخست سهم بیشتری نسبت به سال‌های بعد دارند. این تغییر ترکیب مهم است، زیرا کاهش گاز نیروگاهی از مسیر توسعه برق تجدیدپذیر با کاهش مصرف گاز خانگی از مسیر عایق‌کاری و خورشیدی حرارتی یکسان نیست.

ماه 1400 1401 1402 1403 1404
فروردین 1,151,542,836 1,145,064,518 985,380,476 1,026,076,008 912,820,485
اردیبهشت 826,098,335 839,383,717 635,228,728 642,077,614 600,522,721
خرداد 752,066,887 762,330,426 536,100,025 528,993,894 462,282,717
تیر 744,423,402 730,888,253 501,467,143 489,483,164 454,230,264
مرداد 758,790,442 758,237,410 488,751,458 466,695,926 459,697,832
شهریور 806,476,799 735,797,479 518,867,336 508,387,842 520,930,489
مهر 951,653,254 660,129,696 577,125,671 632,782,610 487,596,285
آبان 1,352,274,264 1,038,888,297 917,019,851 1,096,921,713 777,550,976
آذر 1,728,538,892 1,611,163,537 1,358,928,801 1,593,255,118 1,329,164,785
دی 1,920,137,217 1,931,288,506 1,615,328,639 1,796,290,132 1,262,042,088
بهمن 1,865,211,686 1,817,837,225 1,674,506,983 1,819,770,599 309,940,434
اسفند 1,385,005,189 1,261,595,075 1,377,835,609 1,392,349,657 0
 
تحلیل آماری مصرف گاز شهری تهران ازسال 1400 تا 1404
تحلیل آماری مصرف گاز شهری تهران ازسال 1400 تا 1404

الگوی ماهانه کاملاً فصلی است. قله مصرف در آذر، دی و بهمن قرار دارد و در ماه‌های گرم، مصرف افت می‌کند. نتیجه کاربردی این است که PV بیشترین تولید را در زمانی دارد که گاز خانگی کم‌مصرف‌تر است؛ بنابراین برای اثر مستقیم بر گاز ساختمان، خورشیدی حرارتی، ذخیره‌سازی و مدیریت مصرف باید در کنار PV قرار گیرند. PV در سطح شبکه برق می‌تواند در تابستان، زمانی که بار سرمایشی برق بالاست، مصرف گاز نیروگاه را کاهش دهد.

۳. مقایسه کاربری‌های شهری

کاربری 1400 1401 1402 1403 1404 جمع دوره سهم دوره
خانگی و مسکونی 8,491,483,021 8,372,541,947 7,805,383,632 8,702,336,544 4,935,860,753 38,307,605,897 65.72%
تجاری، خدماتی و پذیرایی 876,563,315 901,123,707 868,432,918 931,513,947 618,071,969 4,195,705,856 7.20%
اداری، آموزشی و عمومی 703,619,752 713,969,677 701,499,547 749,431,237 494,377,194 3,362,897,407 5.77%
مذهبی، فرهنگی و خیریه 65,655,092 64,220,600 59,995,504 63,792,264 38,424,481 292,087,941 0.50%
صنعتی و تولیدی 2,059,699,389 1,480,455,746 816,942,482 811,460,362 684,564,153 5,853,122,132 10.04%
کشاورزی 2,964,476 2,772,064 3,552,288 4,830,458 3,132,182 17,251,468 0.03%
حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG 432,164,343 417,598,054 362,267,756 323,912,499 229,640,029 1,765,582,681 3.03%
نیروگاهی و تولید برق 1,610,069,815 1,339,922,344 568,466,593 405,806,966 572,708,315 4,496,974,033 7.71%
مقایسه مجموع ثبت‌شده در پنج سال برای هشت کاربریخانگی و مسکونی38.31صنعتی و تولیدی5.85نیروگاهی و تولید برق4.50تجاری، خدماتی و پذیرایی4.20اداری، آموزشی و عمومی3.36حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG1.77مذهبی، فرهنگی و خیریه0.29کشاورزی0.02میلیارد مترمکعب
 
 

۴. تحلیل تفصیلی هشت کاربری شهری

این گزارش به جای نگاه‌کردن به مصرف گاز به‌صورت یک عدد کل، ساختار درونی آن را بر اساس کاربری‌های شهری بررسی می‌کند. چنین رویکردی برای پایان‌نامه انرژی‌های تجدیدپذیر اهمیت دارد، زیرا هر کاربری الگوی بار، حساسیت فصلی، ظرفیت نصب پنل و امکان جایگزینی انرژی متفاوتی دارد. برای مثال، بار خانگی در ماه‌های سرد رشد شدیدی دارد، در حالی که بخشی از بار صنعتی ممکن است در طول سال یکنواخت‌تر باشد و بخش نیروگاهی به محدودیت سوخت، تعمیرات و وضعیت تولید برق وابسته است. بنابراین یک نسخه واحد از سیاست خورشیدی برای همه بخش‌ها کافی نیست و تصمیم‌گیری باید بر اساس اندازه، زمان و کیفیت مصرف انجام شود.

داده‌های مبنا از برگه‌های تجمیعی فایل اکسل پروژه استخراج شده‌اند. در این فایل، هشت دسته شهری شامل خانگی و مسکونی؛ تجاری، خدماتی و پذیرایی؛ اداری، آموزشی و عمومی؛ مذهبی، فرهنگی و خیریه؛ صنعتی و تولیدی؛ کشاورزی؛ حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG؛ و نیروگاهی و تولید برق است. همه انواع مصرف ستون D در این دسته‌ها حفظ شده‌اند و تحلیل حاضر به معنی حذف یا ادغام کورکورانه داده‌ها نیست. مجموع دسته‌ها با جمع کل فایل سازگار است و اختلاف‌های مشاهده‌شده در سال ۱۴۰۴ باید با توجه به صفر بودن اسفند و ناقص بودن ثبت سال تفسیر شود.

در چهار سال کامل ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳، میانگین مصرف سالانه حدود 12.68 میلیارد مترمکعب بوده است. مجموع ثبت‌شده پنج مقدار سالانه 58.29 میلیارد مترمکعب است، اما مقدار سال ۱۴۰۴ با 7.58 میلیارد مترمکعب به دلیل نقص داده قابل مقایسه کامل با سال‌های قبل نیست. از منظر روش‌شناسی، این نکته بسیار مهم است؛ زیرا اگر رقم ناقص ۱۴۰۴ بدون علامت هشدار به‌عنوان افت واقعی مصرف تفسیر شود، نتیجه‌گیری درباره موفقیت تجدیدپذیرها یا کاهش تقاضا می‌تواند گمراه‌کننده باشد. در این گزارش، سال ۱۴۰۴ هم گزارش می‌شود تا شفافیت داده حفظ شود، اما در تحلیل روندهای ساختاری وزن بیشتری به چهار سال کامل داده می‌شود.

در ادامه، ابتدا روند کلان سالانه و ماهانه توضیح داده می‌شود؛ سپس برای هر یک از هشت کاربری یک تحلیل مستقل ارائه می‌گردد. در تحلیل هر دسته، چهار پرسش دنبال می‌شود: اندازه مصرف چه مقدار است؟ روند آن بین سال‌ها چگونه تغییر کرده است؟ فصل‌مندی چه معنایی دارد؟ و کدام مداخله تجدیدپذیر برای آن منطقی‌تر است؟ این ترتیب کمک می‌کند خواننده بین «سهم بزرگ» و «فرصت بزرگ برای مداخله» تمایز بگذارد. همیشه بزرگ‌ترین مصرف‌کننده، ساده‌ترین محل برای نصب پنل نیست؛ گاهی یک دسته کوچک‌تر اما با بار روزانه هم‌زمان با تابش خورشید، ظرفیت خودمصرفی و بازگشت سرمایه بهتری دارد.

مصرف کل از 14.24 میلیارد مترمکعب در ۱۴۰۰ به 13.29 میلیارد مترمکعب در ۱۴۰۱ رسید؛ یعنی حدود -6.7 درصد کاهش. در ۱۴۰۲ مقدار به 11.19 میلیارد مترمکعب رسید و در ۱۴۰۳ با افزایش به 11.99 میلیارد مترمکعب، بخشی از افت سال قبل جبران شد. این نوسان نشان می‌دهد که مصرف گاز فقط تابع روند خطی جمعیت یا توسعه اقتصادی نیست و از درجه‌روزهای گرمایش، شدت سرما، وضعیت تولید صنعتی، محدودیت‌های سوخت و کیفیت ثبت داده اثر می‌گیرد.

اگر چهار سال کامل را جداگانه نگاه کنیم، سال ۱۴۰۰ بالاترین مقدار ثبت‌شده و سال ۱۴۰۲ پایین‌ترین مقدار کامل است. تفاوت میان این دو سال بیش از سه میلیارد مترمکعب است و از نظر سیاست انرژی رقم بزرگی محسوب می‌شود. با این حال، از روی همین جدول نمی‌توان تمام تفاوت را به یک عامل واحد نسبت داد. برای آزمون علّی لازم است داده‌های هواشناسی، تعداد مشترکان، قیمت و پله‌های گاز، تولید صنعتی، محدودیت‌های شبکه و میزان استفاده از سوخت جایگزین نیز در مدل وارد شوند.

الگوی ماهانه، قله مصرف را در آذر، دی و بهمن نشان می‌دهد. در سال‌های کامل، دی معمولاً بالاترین ماه یا نزدیک به بالاترین ماه است، در حالی که تیر و مرداد در زمره کم‌مصرف‌ترین ماه‌ها قرار می‌گیرند. این فصل‌مندی برای طراحی تجدیدپذیر دو پیام متفاوت دارد: PV در تابستان تولید بیشتری دارد، اما بار اصلی گاز در زمستان رخ می‌دهد؛ پس PV به‌تنهایی تمام مسئله گاز زمستانی را حل نمی‌کند. ترکیب PV با ذخیره‌ساز، مدیریت بار، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و بهبود راندمان گرمایش لازم است تا شکاف زمانی بین تولید خورشیدی و تقاضای زمستانی کاهش یابد.

در سطح شبکه برق، PV می‌تواند مصرف گاز نیروگاه‌ها را در ماه‌هایی کاهش دهد که تابش بالاست و بار سرمایشی برق افزایش می‌یابد. این موضوع به‌ویژه برای تهران مهم است، چون خورشیدی در ساعات روز به کاهش پیک برق کمک می‌کند و فشار بر نیروگاه‌های گازی یا سیکل ترکیبی را پایین می‌آورد. اما برای اثرگذاری بر گاز خانگی باید به مسیر دیگری نیز توجه کرد: خورشیدی حرارتی، پمپ حرارتی با برق تجدیدپذیر و بهسازی پوسته ساختمان، مستقیماً نیاز گرمایی را هدف می‌گیرند.

سال ۱۴۰۴ در داده حاضر با اسفند صفر ثبت شده است. بنابراین کاهش ظاهری از ۱۱٫۹۹ میلیارد مترمکعب در ۱۴۰۳ به ۷٫۵۸ میلیارد مترمکعب در ۱۴۰۴ نباید به‌عنوان کاهش واقعی سالانه گزارش شود. در گزارش‌های دانشگاهی بهتر است این سال با برچسب «ثبت ناقص» نمایش داده شود و برای روند اصلی، میانگین ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ یا تحلیل ماه‌های مشترک استفاده شود. این کنترل کیفیت ساده مانع از آن می‌شود که یک خطای ثبت به شواهدی ساختگی برای موفقیت یا شکست سیاست انرژی تبدیل شود.

کاربری «خانگی و مسکونی» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 38.308 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 65.72 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1403 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1402 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 8.343 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته +2.5 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -43.3 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 58.8 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 59.9 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 12.6 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «خانگی و مسکونی» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «تجاری، خدماتی و پذیرایی» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 4.196 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 7.20 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1403 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1402 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.894 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته +6.3 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -33.6 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 51.0 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 50.1 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 21.5 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «تجاری، خدماتی و پذیرایی» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «اداری، آموزشی و عمومی» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 3.363 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 5.77 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1403 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1402 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.717 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته +6.5 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -34.0 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 56.0 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 55.0 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 19.3 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «اداری، آموزشی و عمومی» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «مذهبی، فرهنگی و خیریه» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 0.292 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 0.50 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1400 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1402 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.063 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته -2.8 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -39.8 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 53.0 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 52.3 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 20.0 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «مذهبی، فرهنگی و خیریه» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «صنعتی و تولیدی» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 5.853 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 10.04 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1400 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1403 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 1.292 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته -60.6 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -15.6 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 34.6 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 34.9 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 31.0 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «صنعتی و تولیدی» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «کشاورزی» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 0.017 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 0.03 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1403 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1401 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.004 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته +62.9 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -35.2 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 62.3 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 71.9 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 10.2 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «کشاورزی» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 1.766 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 3.03 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1400 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1403 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.384 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته -25.0 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ -29.1 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 35.7 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 33.6 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 33.1 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

کاربری «نیروگاهی و تولید برق» در مجموع پنج مقدار ثبت‌شده 4.497 میلیارد مترمکعب مصرف داشته و سهم آن از مجموع دوره حدود 7.71 درصد است. بیشترین مقدار سالانه این دسته در 1400 و کمترین مقدار در میان چهار سال کامل در 1403 مشاهده می‌شود. میانگین سالانه چهار سال کامل برای این کاربری 0.981 میلیارد مترمکعب است. این شاخص میانگین، مبنای مناسب‌تری برای مقایسه ظرفیت سیاستی است، زیرا رقم ناقص ۱۴۰۴ را با همان وزن سال‌های کامل مخلوط نمی‌کند.

بین ۱۴۰۰ و ۱۴۰۳، مصرف این دسته -74.8 درصد تغییر کرده است. مقدار ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ +41.1 درصد گزارش شده، اما این درصد به دلیل ناقص بودن ثبت ۱۴۰۴ باید صرفاً به‌عنوان علامت اولیه دیده شود. اگر کاهش در داده‌های کامل نیز پایدار باشد، می‌توان آن را با فرضیه‌هایی مانند بهبود بهره‌وری، کاهش تولید، تغییر سوخت، خروج مشترک یا تغییر روش ثبت بررسی کرد. اگر فقط در ۱۴۰۴ دیده شود، نخستین اقدام پژوهشگر باید کنترل کامل بودن داده باشد، نه نتیجه‌گیری سیاستی.

در ۱۴۰۰، ماه‌های آذر تا اسفند حدود 10.3 درصد مصرف این کاربری را تشکیل داده‌اند و در ۱۴۰۳ این سهم به 19.2 درصد رسیده است. در مقابل، سهم ماه‌های خرداد تا شهریور در ۱۴۰۰ حدود 54.3 درصد بوده است. این نسبت‌ها نشان می‌دهند که فناوری مناسب باید با زمان مصرف هماهنگ شود. برای بار زمستانی، عایق‌کاری، خورشیدی حرارتی و ذخیره گرما اهمیت دارد؛ برای بار روزانه و تابستانی، PV خودمصرفی معمولاً گزینه مستقیم‌تری است.

از نظر سیاست تجدیدپذیر، «نیروگاهی و تولید برق» باید با رویکرد اختصاصی دیده شود. پیشنهاد عملی این است که ابتدا مصرف‌کنندگان بزرگ و ساختمان‌هایی که بار روزانه قابل پیش‌بینی دارند شناسایی شوند، سپس ظرفیت PV بر اساس منحنی بار واقعی تعیین گردد. برای نقاطی که مصرف عمدتاً زمستانی و شبانه است، نصب پنل بدون برنامه ذخیره‌سازی ممکن است صرفاً برق مازاد تابستان تولید کند و اثر مستقیم کمی بر گاز ساختمان داشته باشد. در چنین مواردی، قرارداد فروش برق، تجمیع بار یا ترکیب با سامانه حرارتی می‌تواند ارزش اقتصادی و انرژی را بیشتر کند.

مقایسه سهم‌ها نشان می‌دهد که چهار کاربری خانگی، تجاری، اداری و صنعتی از نظر سیاست کاهش مصرف باید جداگانه تحلیل شوند. خانگی از نظر حجم بزرگ‌ترین گروه است و هر درصد بهبود در آن می‌تواند به مترمکعب‌های زیادی تبدیل شود؛ اما پراکندگی مشترکان و تفاوت رفتار مصرف، اجرای پروژه را پیچیده می‌کند. تجاری و اداری معمولاً ساختمان‌های متمرکزتری دارند و امکان نصب متمرکز، کنترل هوشمند و قرارداد خدمات انرژی در آن‌ها بیشتر است. صنعتی ممکن است تعداد نقاط کمتری داشته باشد، ولی هر نقطه مصرف بالاتری دارد و به محدودیت زمین، فرآیند تولید و کیفیت برق حساس است.

نیروگاهی و تولید برق از نظر پیوند میان برق و گاز اهمیت ویژه دارد. هر کیلووات‌ساعت برق PV که در زمان مناسب جایگزین تولید حرارتی شود، می‌تواند بخشی از گاز ورودی نیروگاه را آزاد کند. البته مقدار واقعی به راندمان نیروگاه و ترتیب بهره‌برداری واحدها بستگی دارد؛ بنابراین فرمول گاز معادل باید با راندمان واحدهای واقعی تهران یا شبکه ملی کالیبره شود. در مدل اولیه، استفاده از راندمان ۴۰ درصد یک سناریوی میانه است، نه ادعای دقیق برای همه نیروگاه‌ها.

صنعتی و تولیدی از نظر کاهش مصرف، یک فرصت دوگانه دارد: بخشی از صرفه‌جویی از برق خورشیدی و کاهش خرید برق شبکه می‌آید و بخشی از بهینه‌سازی مستقیم فرآیندهای حرارتی، بازیافت حرارت و خورشیدی حرارتی. در یک کارخانه، تنها نصب PV ممکن است مسئله سوخت کوره یا دیگ بخار را حل نکند؛ اما ترکیب PV، بهبود موتور و پمپ، کنترل فشار، بازیافت حرارت و تولید همزمان می‌تواند اثر بیشتری ایجاد کند.

کاربری‌های کوچک‌تر مانند کشاورزی، مذهبی و خیریه در مجموع سهم کمتری دارند، اما برای پروژه‌های نمایشی و عدالت انرژی مهم‌اند. نصب PV روی مدارس، مساجد، مراکز عمومی و چاه‌های کشاورزی می‌تواند هم هزینه جاری را کاهش دهد و هم پذیرش اجتماعی فناوری را بالا ببرد. در این دسته‌ها، مدل مالی باید علاوه بر بازگشت سرمایه، پایداری خدمات عمومی، توان نگهداری محلی و دسترسی به منابع مالی را نیز در نظر بگیرد.

حمل‌ونقل و جایگاه‌های CNG یک دسته انتقالی است. گاز مصرفی آن مستقیماً برای حمل‌ونقل استفاده می‌شود و جایگزینی آن با PV به‌صورت مستقیم فقط زمانی ممکن است که برق تجدیدپذیر برای شارژ خودروهای برقی یا تجهیزات جایگاه به‌کار رود. بنابراین در این بخش، تحلیل باید از «صرفه‌جویی گاز در جایگاه» به «مقایسه زنجیره انرژی CNG و برق تجدیدپذیر» گسترش یابد و مصرف سوخت، راندمان خودرو، زیرساخت شارژ و آلودگی محلی را هم بسنجد.

برای استفاده پایان‌نامه‌ای، بهتر است نتایج به دو سطح تفکیک شوند: سطح ساختمان/مشترک و سطح سیستم انرژی. در سطح ساختمان، کاهش قبض برق یا گاز به رفتار مصرف، تعرفه و اتصال سامانه بستگی دارد. در سطح سیستم، کاهش گاز نیروگاه و انتشار شبکه ممکن است حتی زمانی رخ دهد که قبض گاز ساختمان ثابت بماند. این تفکیک از دوباره‌شماری جلوگیری می‌کند و نشان می‌دهد که ارزش اجتماعی تجدیدپذیرها می‌تواند از منفعت خصوصی قبض بزرگ‌تر باشد.

از منظر برنامه‌ریزی، اولویت‌بندی باید بر اساس چهار معیار انجام شود: حجم مصرف، هم‌زمانی مصرف با تولید تجدیدپذیر، هزینه اجرای پروژه و امکان اندازه‌گیری نتیجه. کاربری با مصرف زیاد اما بار کاملاً شبانه ممکن است نسبت به ساختمانی با مصرف کمتر و بار روزانه، گزینه ضعیف‌تری برای PV خودمصرفی باشد. در مقابل، پروژه نیروگاهی بزرگ می‌تواند از مقیاس اقتصادی استفاده کند، اما به زمین، اتصال شبکه، مجوز و سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارد.

این داده‌ها همچنین از ضرورت تکمیل سامانه پایش حمایت می‌کنند. برای هر کاربری باید حداقل مصرف ماهانه، تعداد مشترکان، مساحت زیربنا، ساعات کار، نوع تجهیزات، درجه‌روز و تعرفه ثبت شود. با این اطلاعات می‌توان از تحلیل توصیفی به مدل پیش‌بینی و ارزیابی سیاست رفت. در آن مرحله، روش‌هایی مانند رگرسیون با متغیرهای آب‌وهوایی، تحلیل شدت انرژی و سناریونویسی ظرفیت تجدیدپذیر قابل استفاده خواهند بود.

جمع‌بندی آماری نشان می‌دهد که مصرف گاز تهران یک پدیده همگن نیست. سهم‌ها، روندها و فصل‌مندی‌ها میان کاربری‌ها تفاوت دارد و همین تفاوت، مبنای طراحی بسته سیاستی است. یک برنامه موفق باید از یک سو مصرف خانگی و عمومی را با عایق‌کاری، سامانه‌های خورشیدی و مدیریت ساختمان کاهش دهد و از سوی دیگر در سطح شبکه، نیروگاه‌های خورشیدی و بادی را برای کاهش سوخت حرارتی توسعه دهد.

برای برآورد صرفه‌جویی، فرمول پایه ساده است اما داده‌های ورودی اهمیت زیادی دارند. تعداد پنل، توان نامی و بازده ویژه تولید برق را تعیین می‌کنند؛ راندمان نیروگاه و ارزش حرارتی گاز، برق تولیدی را به گاز معادل تبدیل می‌نمایند؛ و ضریب انتشار، اثر زیست‌محیطی را برآورد می‌کند. هر کدام از این پارامترها باید در تحلیل حساسیت با دامنه پایین و بالا آزمون شوند تا نتیجه فقط به یک عدد مبنا وابسته نباشد.

در محاسبه ریالی نیز باید میان هزینه تأمین برق، تعرفه قبض و ارزش اجتماعی سوخت تفاوت گذاشت. اگر PV به‌صورت خودمصرفی نصب شود، منفعت خصوصی بر اساس برق خریداری‌نشده محاسبه می‌شود. اگر تولید PV به شبکه تحویل شود، ارزش آن به قرارداد خرید تضمینی یا قیمت بازار وابسته است. اگر PV باعث کاهش تولید حرارتی شود، ارزش گاز آزادشده در سطح سیستم پدیدار می‌شود. جمع این منافع فقط زمانی قابل ارائه به‌عنوان «ارزش ترکیبی» است که ذی‌نفع و مرز حسابداری کاملاً مشخص باشد.

برای کاهش آلودگی هوا، رقم CO₂ ساده‌تر از آلاینده‌های محلی محاسبه می‌شود، زیرا ضریب انتشار شبکه در دسترس است. محاسبه NOx، SOx و PM نیازمند اطلاعات سوخت، فناوری احتراق، تجهیزات کنترل آلاینده و مکان انتشار است. بنابراین نتیجه‌گیری درست این است که تجدیدپذیرها جهت انتشار را کاهش می‌دهند، اما برای عددگذاری آلاینده‌های محلی باید مطالعه تکمیلی انجام شود.

در نهایت، داده‌های حاضر برای فصل تحلیل پایان‌نامه ارزش بالایی دارند، زیرا هم روند کلان پنج ساله را نشان می‌دهند و هم امکان تفکیک شهری را فراهم می‌کنند. اما برای فصل نتیجه‌گیری و ارائه سیاست، باید نقص ۱۴۰۴، فرض واحد مترمکعب، نرخ‌های تعرفه و محدودیت‌های مدل به‌صورت شفاف نوشته شوند. شفافیت درباره محدودیت‌ها ضعف پژوهش نیست؛ بلکه شرط اعتبار علمی نتیجه‌هاست.

پیشنهاد نهایی این گزارش، ایجاد یک مدل سناریویی قابل به‌روزرسانی است: سناریوی پایه بدون توسعه تجدیدپذیر، سناریوی PV پشت‌بامی، سناریوی نیروگاه خورشیدی، سناریوی خورشیدی حرارتی و سناریوی ترکیبی. برای هر سناریو باید مصرف گاز، برق تولیدی، هزینه سرمایه، هزینه بهره‌برداری، انتشار و اثر بر هر کاربری جداگانه گزارش شود. چنین مدلی می‌تواند از یک تحلیل توصیفی به ابزار تصمیم‌سازی برای تهران تبدیل شود.

۵. پیامدهای سیاستی برای انرژی‌های تجدیدپذیر

تحلیل کاربری‌ها نشان می‌دهد که سیاست انرژی باید چندلایه باشد. برای خانگی و اداری، PV پشت‌بامی، عایق‌کاری، کنترل هوشمند و خورشیدی حرارتی مکمل یکدیگرند. برای تجاری و پذیرایی، هم‌زمانی بار روزانه با تابش خورشید فرصت خودمصرفی ایجاد می‌کند. برای صنعتی، PV باید با بهینه‌سازی فرآیند، بازیافت حرارت و مدیریت توان ترکیب شود. برای نیروگاهی، نیروگاه خورشیدی و بادی بزرگ‌مقیاس می‌تواند مصرف گاز در تولید برق را کاهش دهد.

از نظر مکانی نیز بهتر است پروژه‌ها بر اساس تراکم مصرف، ظرفیت پشت‌بام، دسترسی به شبکه و نوع تعرفه اولویت‌بندی شوند. یک پروژه کوچک روی ساختمانی با بار روزانه پایدار ممکن است ارزش اقتصادی بیشتری از پروژه بزرگ روی ساختمانی با بار شبانه داشته باشد. این موضوع ضرورت استفاده از منحنی بار و اندازه‌گیری واقعی را نشان می‌دهد.

در تحلیل اقتصادی، باید منفعت خصوصی و منفعت سیستم جدا گزارش شوند. برق خریداری‌نشده، منفعت مستقیم مشترک است؛ گاز نیروگاهیِ آزادشده و کاهش انتشار، منفعت سیستم انرژی است. جمع این دو فقط در چارچوب حسابداری مشخص و با ذکر ذی‌نفعان مجاز است. رعایت این تفکیک، از دوباره‌شماری و بزرگ‌نمایی صرفه‌جویی جلوگیری می‌کند.

۶. محدودیت‌ها و پیشنهادهای پژوهشی

محدودیت‌های اصلی عبارت‌اند از نبود واحد صریح در فایل منبع، ناقص بودن ۱۴۰۴، نبود داده ساعتی تابش و بار، و نبود اطلاعات مشترک‌به‌مشترک درباره ساختمان، تجهیزات و تعرفه. بنابراین این گزارش یک تحلیل توصیفی و سیاستی است و جایگزین مدل‌سازی ساعتی یا ارزیابی سرمایه‌گذاری پروژه واقعی نیست.

برای مرحله بعد پیشنهاد می‌شود داده‌های درجه‌روز، تعداد مشترکان، مساحت زیربنا، ساعات کار، نوع موتورخانه، مصرف برق، ظرفیت پشت‌بام و قیمت واقعی انرژی به بانک اطلاعاتی اضافه شود. سپس سناریوهای PV پشت‌بامی، نیروگاه خورشیدی، خورشیدی حرارتی، پمپ حرارتی و سناریوی ترکیبی با مدل هزینه–فایده و کاهش انتشار مقایسه شوند.

همچنین لازم است سال ۱۴۰۴ پس از تکمیل اسفند به‌روزرسانی شود. در صورت تغییر قابل توجه نتایج، باید تفاوت میان افت واقعی و افت ناشی از نقص ثبت به‌صورت جداگانه در پایان‌نامه توضیح داده شود. این اقدام، اعتبار علمی تحلیل را بیشتر می‌کند.

منبع داده: tehran_gas_urban_categories_1400_1404.xlsx | تهیه گزارش تحلیلی: ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ | این گزارش برای تحلیل دانشگاهی است و فرض‌های واحد و کامل بودن داده باید پیش از دفاع با منبع اولیه کنترل شوند.

دیدگاهتان را بنویسید